whitebait

[ایالات متحده]/ˈwaɪtbeɪt/
[بریتانیا]/ˈwaɪtbeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی جوان از گونه‌های خاص، به‌ویژه شاه‌ماهی؛ ماهی‌های نابالغ، به‌ویژه ماهی‌کپور یا ماهی‌دریایی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fresh whitebait

پولک سفید تازه

fried whitebait

پولک سفید سرخ شده

whitebait soup

سوپ پولک سفید

whitebait fritters

کتلت پولک سفید

whitebait salad

سالاد پولک سفید

whitebait catch

صید پولک سفید

smoked whitebait

پولک سفید دودی

whitebait season

فصل پولک سفید

cooked whitebait

پولک سفید پخته

whitebait dish

غذا با پولک سفید

جملات نمونه

whitebait is a popular dish in coastal regions.

ماهی سفید یک غذای محبوب در مناطق ساحلی است.

we caught some whitebait during our fishing trip.

ما در طول سفر ماهیگیری خود مقداری ماهی سفید گرفتیم.

whitebait can be served fried or in a salad.

می‌توان ماهی سفید را سرخ یا در سالاد سرو کرد.

many restaurants feature whitebait on their menus.

بسیاری از رستوران‌ها ماهی سفید را در منوی خود ارائه می‌دهند.

eating whitebait is a local tradition in some cultures.

خوردن ماهی سفید یک سنت محلی در برخی فرهنگ‌ها است.

whitebait is often used in sushi and sashimi.

اغلب از ماهی سفید در سوشی و ساشیمی استفاده می‌شود.

fresh whitebait is best enjoyed right after it's cooked.

بهترین زمان برای لذت بردن از ماهی سفید تازه بلافاصله پس از پخت آن است.

whitebait fishing is a popular activity during the summer.

ماهیگیری ماهی سفید یک فعالیت محبوب در طول تابستان است.

some people prefer their whitebait grilled instead of fried.

برخی افراد ترجیح می‌دهند ماهی سفید خود را گریل کنند تا سرخ کنند.

whitebait can be a great source of protein.

ماهی سفید می‌تواند منبع خوبی از پروتئین باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید