whitehorses gallop
اسبهای سفید در حال галоп هستند
whitehorses dance
اسبهای سفید در حال رقص هستند
whitehorses run
اسبهای سفید در حال دویدن هستند
whitehorses roam
اسبهای سفید در حال سرگردانی هستند
whitehorses appear
اسبهای سفید ظاهر میشوند
whitehorses race
اسبهای سفید مسابقه میدهند
whitehorses shine
اسبهای سفید میدرخشند
whitehorses play
اسبهای سفید بازی میکنند
whitehorses leap
اسبهای سفید میپرند
whitehorses gallant
اسبهای سفید شایسته
whitehorses galloped across the beach at sunset.
اسبهای سفید در هنگام غروب خورشید در ساحل تاختند.
the sight of whitehorses made her heart race.
دیدن اسبهای سفید باعث تپش قلبش شد.
children love to play with whitehorses in the park.
کودکان عاشق بازی با اسبهای سفید در پارک هستند.
she painted a beautiful picture of whitehorses in the meadow.
او یک نقاشی زیبا از اسبهای سفید در چمنزار کشید.
whitehorses are often symbols of purity and grace.
اسبهای سفید اغلب نمادهای پاکی و ظرافت هستند.
during the festival, they showcased whitehorses for everyone to admire.
در طول جشنواره، آنها اسبهای سفید را برای همه به نمایش گذاشتند تا تحسین کنند.
she dreamed of riding whitehorses through the mountains.
او رویای سوار شدن بر اسبهای سفید در کوهها را داشت.
whitehorses can often be seen in fairy tales and stories.
میتوان اغلب اسبهای سفید را در داستانها و افسانهها دید.
the trainer specializes in caring for whitehorses.
مربی در مراقبت از اسبهای سفید تخصص دارد.
in the parade, the whitehorses attracted everyone's attention.
در رژه، اسبهای سفید توجه همه را به خود جلب کرد.
whitehorses gallop
اسبهای سفید در حال галоп هستند
whitehorses dance
اسبهای سفید در حال رقص هستند
whitehorses run
اسبهای سفید در حال دویدن هستند
whitehorses roam
اسبهای سفید در حال سرگردانی هستند
whitehorses appear
اسبهای سفید ظاهر میشوند
whitehorses race
اسبهای سفید مسابقه میدهند
whitehorses shine
اسبهای سفید میدرخشند
whitehorses play
اسبهای سفید بازی میکنند
whitehorses leap
اسبهای سفید میپرند
whitehorses gallant
اسبهای سفید شایسته
whitehorses galloped across the beach at sunset.
اسبهای سفید در هنگام غروب خورشید در ساحل تاختند.
the sight of whitehorses made her heart race.
دیدن اسبهای سفید باعث تپش قلبش شد.
children love to play with whitehorses in the park.
کودکان عاشق بازی با اسبهای سفید در پارک هستند.
she painted a beautiful picture of whitehorses in the meadow.
او یک نقاشی زیبا از اسبهای سفید در چمنزار کشید.
whitehorses are often symbols of purity and grace.
اسبهای سفید اغلب نمادهای پاکی و ظرافت هستند.
during the festival, they showcased whitehorses for everyone to admire.
در طول جشنواره، آنها اسبهای سفید را برای همه به نمایش گذاشتند تا تحسین کنند.
she dreamed of riding whitehorses through the mountains.
او رویای سوار شدن بر اسبهای سفید در کوهها را داشت.
whitehorses can often be seen in fairy tales and stories.
میتوان اغلب اسبهای سفید را در داستانها و افسانهها دید.
the trainer specializes in caring for whitehorses.
مربی در مراقبت از اسبهای سفید تخصص دارد.
in the parade, the whitehorses attracted everyone's attention.
در رژه، اسبهای سفید توجه همه را به خود جلب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید