whitehorses

[ایالات متحده]/['hwait'hɔ:sɪz]/
[بریتانیا]/['hwait'hɔrsɪz]/

ترجمه

n. شکل جمع وايتهورس

عبارات و ترکیب‌ها

whitehorses gallop

اسب‌های سفید در حال галоп هستند

whitehorses dance

اسب‌های سفید در حال رقص هستند

whitehorses run

اسب‌های سفید در حال دویدن هستند

whitehorses roam

اسب‌های سفید در حال سرگردانی هستند

whitehorses appear

اسب‌های سفید ظاهر می‌شوند

whitehorses race

اسب‌های سفید مسابقه می‌دهند

whitehorses shine

اسب‌های سفید می‌درخشند

whitehorses play

اسب‌های سفید بازی می‌کنند

whitehorses leap

اسب‌های سفید می‌پرند

whitehorses gallant

اسب‌های سفید شایسته

جملات نمونه

whitehorses galloped across the beach at sunset.

اسب‌های سفید در هنگام غروب خورشید در ساحل تاختند.

the sight of whitehorses made her heart race.

دیدن اسب‌های سفید باعث تپش قلبش شد.

children love to play with whitehorses in the park.

کودکان عاشق بازی با اسب‌های سفید در پارک هستند.

she painted a beautiful picture of whitehorses in the meadow.

او یک نقاشی زیبا از اسب‌های سفید در چمنزار کشید.

whitehorses are often symbols of purity and grace.

اسب‌های سفید اغلب نمادهای پاکی و ظرافت هستند.

during the festival, they showcased whitehorses for everyone to admire.

در طول جشنواره، آنها اسب‌های سفید را برای همه به نمایش گذاشتند تا تحسین کنند.

she dreamed of riding whitehorses through the mountains.

او رویای سوار شدن بر اسب‌های سفید در کوه‌ها را داشت.

whitehorses can often be seen in fairy tales and stories.

می‌توان اغلب اسب‌های سفید را در داستان‌ها و افسانه‌ها دید.

the trainer specializes in caring for whitehorses.

مربی در مراقبت از اسب‌های سفید تخصص دارد.

in the parade, the whitehorses attracted everyone's attention.

در رژه، اسب‌های سفید توجه همه را به خود جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید