whitewater

[ایالات متحده]/ˈwaɪtˌwɔːtə/
[بریتانیا]/ˈwaɪtˌwɔtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آب سریع‌السیر، به‌ویژه در یک رودخانه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

whitewater rafting

آب‌تنی در رودخانه با آب‌های خروشان

whitewater kayaking

کایاک‌سواری در آب‌های خروشان

whitewater river

رودخانه با آب‌های خروشان

whitewater adventure

ماجراجویی در آب‌های خروشان

whitewater park

پارک آب‌های خروشان

whitewater safety

ایمنی در آب‌های خروشان

whitewater guide

راهنمای آب‌های خروشان

whitewater skills

مهارت‌های آب‌های خروشان

whitewater trip

سفر به آب‌های خروشان

whitewater class

کلاس آب‌های خروشان

جملات نمونه

whitewater rafting is an exhilarating adventure.

آب‌تنی در آب‌های خروشان یک ماجراجویی هیجان‌انگیز است.

we encountered some challenging whitewater on our trip.

ما در طول سفر خود با آب‌های خروشان چالش‌برانگیز مواجه شدیم.

the whitewater river attracts many thrill-seekers.

رودخانه آب‌های خروشان بسیاری از کسانی که به دنبال هیجان هستند را به خود جذب می‌کند.

safety gear is essential for whitewater kayaking.

تجهیزات ایمنی برای کایاک‌سواری در آب‌های خروشان ضروری است.

learning to navigate whitewater requires practice.

یادگیری جهت‌یابی در آب‌های خروشان نیاز به تمرین دارد.

whitewater conditions can change rapidly.

شرایط آب‌های خروشان می‌تواند به سرعت تغییر کند.

he loves the thrill of whitewater challenges.

او عاشق هیجان چالش‌های آب‌های خروشان است.

many guides offer whitewater rafting lessons.

راهنمایان زیادی آموزش آب‌تنی در آب‌های خروشان ارائه می‌دهند.

whitewater sports require good teamwork.

ورزش‌های آب‌های خروشان نیاز به کار تیمی خوب دارد.

the sound of whitewater is soothing to many.

صدای آب‌های خروشان برای بسیاری آرامش‌بخش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید