whoring

[ایالات متحده]/wɔːrɪŋ/
[بریتانیا]/wɔːrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل درگیر شدن در روابط جنسی برای پرداخت؛ مانند یک فاحشه عمل کردن
n. زنی که در روابط جنسی برای پرداخت شرکت می‌کند؛ یک فاحشه

عبارات و ترکیب‌ها

whoring around

گشت و گذار

whoring oneself

خود را به بازی گرفتن

whoring for money

برای پول فحش دادن

whoring it up

آن را خراب کردن

whoring out

خراب کردن

whoring business

کسب و کار فحش دادن

whoring lifestyle

سبک زندگی فحش دادن

whoring culture

فرهنگ فحش دادن

whoring trade

تجارت فحش دادن

whoring scene

صحنه فحش دادن

جملات نمونه

she was whoring herself out for money.

او خود را برای پول فحشا می‌کرد.

he accused her of whoring around with his friends.

او متهم کرد که با دوستانش فحشا می‌کرد.

whoring is often seen as a desperate act.

فحشا اغلب به عنوان یک عمل ناامیدانه تلقی می‌شود.

they were whoring their talents for fame.

آنها استعدادهای خود را برای شهرت فحشا می‌کردند.

she regretted whoring herself to the highest bidder.

او پشیمان بود که خود را به بالاترین پیشنهاددهنده فحشا کرد.

whoring for attention can lead to negative consequences.

فحشا برای جلب توجه می‌تواند منجر به عواقب منفی شود.

he felt ashamed of whoring his principles.

او از فحشا کردن اصول خود شرمسنده بود.

whoring out your integrity is never a good idea.

فحشا کردن یکپارچگی شما هرگز ایده خوبی نیست.

they were whoring their services to the highest bidder.

آنها خدمات خود را به بالاترین پیشنهاددهنده فحشا می‌کردند.

whoring can have serious legal implications.

فحشا می‌تواند پیامدهای قانونی جدی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید