widens

[ایالات متحده]/ˈwaɪdənz/
[بریتانیا]/ˈwaɪdənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای وسیع‌تر کردن یا وسیع‌تر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

widens the gap

گسترش فاصله

widens the scope

گسترش دامنه

widens the view

گسترش دیدگاه

widens the audience

گسترش مخاطبان

widens the reach

گسترش دسترسی

widens the focus

گسترش تمرکز

widens the options

گسترش گزینه ها

widens the horizon

گسترش افق

widens the discussion

گسترش بحث

widens the network

گسترش شبکه

جملات نمونه

the road widens as we approach the town.

جاده با نزدیک شدن به شهر، گسترده‌تر می‌شود.

her smile widens when she sees her friends.

وقتی دوستانش را می‌بیند، لبخندش پهن‌تر می‌شود.

the river widens significantly during the rainy season.

در طول فصل بارانی، رودخانه به طور قابل توجهی گسترده‌تر می‌شود.

as the discussion continues, the topic widens to include more issues.

همانطور که بحث ادامه می‌یابد، موضوع برای گنجاندن مسائل بیشتر گسترش می‌یابد.

the gap between the two buildings widens each year.

فاصله بین دو ساختمان هر سال بیشتر می‌شود.

the path widens, allowing more people to walk together.

مسیر گسترده‌تر می‌شود و به افراد بیشتری اجازه می‌دهد تا با هم راه بروند.

her knowledge widens through various experiences.

دانش او از طریق تجربیات مختلف گسترش می‌یابد.

the debate widens as new perspectives are introduced.

با معرفی دیدگاه‌های جدید، بحث گسترده‌تر می‌شود.

the market widens to include international customers.

بازار برای جذب مشتریان بین‌المللی گسترش می‌یابد.

the gap widens between the rich and the poor.

شکاف بین فقیر و غنی بیشتر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید