widens the gap
گسترش فاصله
widens the scope
گسترش دامنه
widens the view
گسترش دیدگاه
widens the audience
گسترش مخاطبان
widens the reach
گسترش دسترسی
widens the focus
گسترش تمرکز
widens the options
گسترش گزینه ها
widens the horizon
گسترش افق
widens the discussion
گسترش بحث
widens the network
گسترش شبکه
the road widens as we approach the town.
جاده با نزدیک شدن به شهر، گستردهتر میشود.
her smile widens when she sees her friends.
وقتی دوستانش را میبیند، لبخندش پهنتر میشود.
the river widens significantly during the rainy season.
در طول فصل بارانی، رودخانه به طور قابل توجهی گستردهتر میشود.
as the discussion continues, the topic widens to include more issues.
همانطور که بحث ادامه مییابد، موضوع برای گنجاندن مسائل بیشتر گسترش مییابد.
the gap between the two buildings widens each year.
فاصله بین دو ساختمان هر سال بیشتر میشود.
the path widens, allowing more people to walk together.
مسیر گستردهتر میشود و به افراد بیشتری اجازه میدهد تا با هم راه بروند.
her knowledge widens through various experiences.
دانش او از طریق تجربیات مختلف گسترش مییابد.
the debate widens as new perspectives are introduced.
با معرفی دیدگاههای جدید، بحث گستردهتر میشود.
the market widens to include international customers.
بازار برای جذب مشتریان بینالمللی گسترش مییابد.
the gap widens between the rich and the poor.
شکاف بین فقیر و غنی بیشتر میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید