wildcat

[ایالات متحده]/'waɪl(d)kæt/
[بریتانیا]/'waɪldkæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گربه وحشی؛ شخص بی‌پروا
adj. غیرقابل اعتماد؛ بی‌پروا
vi. به‌طور کور برای نفت حفاری کردن
vt. به‌طور کور کاوش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wildcat well

چاه غیرمتعارف

جملات نمونه

legislation to curb wildcat strikes.

قانون‌گذاری برای مهار اعتصابات خودجوش

wildcat life insurance schemes.

طرح‌های بیمه عمر وحشی.

legislation to curb wildcat strikes will be introduced during the coming parliamentary session.

قانون‌گذاری برای مهار اعتصابات خودجوش در طول نشست پارلمانی آتی معرفی خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید