| جمع | wildcatters |
wildcatter investor
سرمایهگذار وایلدکَتر
wildcatter drilling
دریافتن وایلدکَتر
wildcatter company
شرکت وایلدکَتر
wildcatter operations
عملیات وایلدکَتر
wildcatter market
بازار وایلدکَتر
wildcatter strategy
استراتژی وایلدکَتر
wildcatter boom
شکوفایی وایلدکَتر
wildcatter success
موفقیت وایلدکَتر
wildcatter risk
ریسک وایلدکَتر
wildcatter venture
ماجراجویی وایلدکَتر
the wildcatter struck oil in the desert.
یک حفار ریسک در صحرا نفت پیدا کرد.
many wildcatters are risking their savings.
بسیاری از حفاران ریسک در حال به خطر انداختن پس انداز خود هستند.
the wildcatter's discovery changed the local economy.
کشف حفار ریسک، اقتصاد محلی را تغییر داد.
she worked as a wildcatter for several years.
او سالها به عنوان یک حفار ریسک کار میکرد.
wildcatters often face significant financial risks.
حفاران ریسک اغلب با خطرات مالی قابل توجهی روبرو هستند.
the wildcatter found a new drilling site.
حفار ریسک یک سایت حفاری جدید پیدا کرد.
being a wildcatter requires a lot of courage.
حفاری ریسک به شجاعت زیادی نیاز دارد.
wildcatters often work in remote locations.
حفاران ریسک اغلب در مناطق دورافتاده کار میکنند.
the wildcatter's persistence paid off.
پشتکار حفار ریسک نتیجه داد.
many wildcatters rely on advanced technology.
بسیاری از حفاران ریسک به فناوری پیشرفته متکی هستند.
wildcatter investor
سرمایهگذار وایلدکَتر
wildcatter drilling
دریافتن وایلدکَتر
wildcatter company
شرکت وایلدکَتر
wildcatter operations
عملیات وایلدکَتر
wildcatter market
بازار وایلدکَتر
wildcatter strategy
استراتژی وایلدکَتر
wildcatter boom
شکوفایی وایلدکَتر
wildcatter success
موفقیت وایلدکَتر
wildcatter risk
ریسک وایلدکَتر
wildcatter venture
ماجراجویی وایلدکَتر
the wildcatter struck oil in the desert.
یک حفار ریسک در صحرا نفت پیدا کرد.
many wildcatters are risking their savings.
بسیاری از حفاران ریسک در حال به خطر انداختن پس انداز خود هستند.
the wildcatter's discovery changed the local economy.
کشف حفار ریسک، اقتصاد محلی را تغییر داد.
she worked as a wildcatter for several years.
او سالها به عنوان یک حفار ریسک کار میکرد.
wildcatters often face significant financial risks.
حفاران ریسک اغلب با خطرات مالی قابل توجهی روبرو هستند.
the wildcatter found a new drilling site.
حفار ریسک یک سایت حفاری جدید پیدا کرد.
being a wildcatter requires a lot of courage.
حفاری ریسک به شجاعت زیادی نیاز دارد.
wildcatters often work in remote locations.
حفاران ریسک اغلب در مناطق دورافتاده کار میکنند.
the wildcatter's persistence paid off.
پشتکار حفار ریسک نتیجه داد.
many wildcatters rely on advanced technology.
بسیاری از حفاران ریسک به فناوری پیشرفته متکی هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید