risker behavior
رفتار خطرناک
riskers beware
اخطار به خطرپذیران
risker move
حرکت خطرناک
risker choice
انتخاب خطرناک
risker strategy
استراتژی خطرناک
risker bet
بازی خطرناک
risker plan
برنامه خطرناک
risker option
گزینه خطرناک
risker approach
رویکرد خطرناک
risker path
مسیر خطرناک
he is a risker investor, always chasing high returns.
او یک سرمایه گذار خطرپذیر است که همیشه به دنبال بازدهی بالا میگردد.
as a risker driver, she often speeds on wet roads.
به عنوان یک راننده خطرپذیر، او معمولاً روی جادههای مرطوب سرعت میزند.
they called him a risker gambler because he bets big every night.
آنها او را یک بازیگر خطرپذیر نامیدند چون هر شب با مبالغ زیاد بازی میکند.
a risker move in negotiations can backfire fast.
یک حرکت خطرپذیر در مذاکرات میتواند سریعاً بازخورد منفی داشته باشد.
her risker approach to startups impressed the board.
رویکرد خطرپذیر او نسبت به شروع کسب و کار جدید، هیئت مدیره را در جهت مثبت تأثیر گذار شد.
he took a risker route through the mountains to save time.
او یک مسیر خطرپذیر را از طریق کوهها انتخاب کرد تا وقت بچسبد.
choosing a risker strategy can bring bigger rewards or bigger losses.
انتخاب یک استراتژی خطرپذیر میتواند بازدههای بزرگتر یا زیانهای بزرگتر را به همراه بیاورد.
she made a risker decision to quit without another job lined up.
او تصمیمی خطرپذیر گرفت که بدون اینکه شغل دیگری داشت، از کار کناره گرفت.
the coach tried a risker tactic in the final minutes.
مربی در دقیقههای پایانی یک راهکار خطرپذیر را امتحان کرد.
for a risker option, choose the stock-heavy portfolio.
برای یک گزینه خطرپذیر، پرتفولیویی با سهام زیاد انتخاب کنید.
he proposed a risker plan that depends on perfect timing.
او یک برنامه خطرپذیر ارائه داد که به زمانبندی کامل بستگی دارد.
the team adopted a risker policy to enter new markets quickly.
تیم یک سیاست خطرپذیر را انتخاب کرد تا سریعاً بازارهای جدید را وارد شود.
risker behavior
رفتار خطرناک
riskers beware
اخطار به خطرپذیران
risker move
حرکت خطرناک
risker choice
انتخاب خطرناک
risker strategy
استراتژی خطرناک
risker bet
بازی خطرناک
risker plan
برنامه خطرناک
risker option
گزینه خطرناک
risker approach
رویکرد خطرناک
risker path
مسیر خطرناک
he is a risker investor, always chasing high returns.
او یک سرمایه گذار خطرپذیر است که همیشه به دنبال بازدهی بالا میگردد.
as a risker driver, she often speeds on wet roads.
به عنوان یک راننده خطرپذیر، او معمولاً روی جادههای مرطوب سرعت میزند.
they called him a risker gambler because he bets big every night.
آنها او را یک بازیگر خطرپذیر نامیدند چون هر شب با مبالغ زیاد بازی میکند.
a risker move in negotiations can backfire fast.
یک حرکت خطرپذیر در مذاکرات میتواند سریعاً بازخورد منفی داشته باشد.
her risker approach to startups impressed the board.
رویکرد خطرپذیر او نسبت به شروع کسب و کار جدید، هیئت مدیره را در جهت مثبت تأثیر گذار شد.
he took a risker route through the mountains to save time.
او یک مسیر خطرپذیر را از طریق کوهها انتخاب کرد تا وقت بچسبد.
choosing a risker strategy can bring bigger rewards or bigger losses.
انتخاب یک استراتژی خطرپذیر میتواند بازدههای بزرگتر یا زیانهای بزرگتر را به همراه بیاورد.
she made a risker decision to quit without another job lined up.
او تصمیمی خطرپذیر گرفت که بدون اینکه شغل دیگری داشت، از کار کناره گرفت.
the coach tried a risker tactic in the final minutes.
مربی در دقیقههای پایانی یک راهکار خطرپذیر را امتحان کرد.
for a risker option, choose the stock-heavy portfolio.
برای یک گزینه خطرپذیر، پرتفولیویی با سهام زیاد انتخاب کنید.
he proposed a risker plan that depends on perfect timing.
او یک برنامه خطرپذیر ارائه داد که به زمانبندی کامل بستگی دارد.
the team adopted a risker policy to enter new markets quickly.
تیم یک سیاست خطرپذیر را انتخاب کرد تا سریعاً بازارهای جدید را وارد شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید