wildlives

[ایالات متحده]/ˈwaɪldˌlaɪvz/
[بریتانیا]/ˈwaɪldˌlaɪvz/

ترجمه

adj. مربوط به گیاهان و حیوانات وحشی
n. گیاهان و حیوانات وحشی

عبارات و ترکیب‌ها

wildlives matter

حفظ حیات وحش مهم است

protect wildlives

محافظت از حیات وحش

wildlives conservation

حفظ و نگهداری حیات وحش

wildlives habitat

زیستگاه حیات وحش

wildlives rescue

نجات حیات وحش

wildlives protection

محافظت از حیات وحش

wildlives research

تحقیقات حیات وحش

wildlives tracking

ردیابی حیات وحش

wildlives awareness

آگاهی از حیات وحش

wildlives diversity

تنوع حیات وحش

جملات نمونه

wildlives are essential for maintaining ecological balance.

زندگی وحشی برای حفظ تعادل اکولوژیکی ضروری است.

protecting wildlives is a responsibility we all share.

محافظت از زندگی وحشی وظیفه ای است که همه ما بر عهده داریم.

many organizations work tirelessly to conserve wildlives.

سازمان های زیادی به طور خستگی ناپذیر برای حفظ زندگی وحشی تلاش می کنند.

wildlives can be adversely affected by climate change.

زندگی وحشی می تواند به طور نامطلوب تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی قرار گیرد.

we should educate ourselves about the importance of wildlives.

ما باید خود را در مورد اهمیت زندگی وحشی آموزش دهیم.

tourism can both help and harm wildlives.

گردشگری می تواند هم به زندگی وحشی کمک کند و هم به آن آسیب برساند.

wildlives face threats from habitat destruction.

زندگی وحشی با تهدیدات ناشی از تخریب زیستگاه مواجه است.

documentaries about wildlives can raise awareness.

فیلم های مستند در مورد زندگی وحشی می تواند آگاهی را افزایش دهد.

many species of wildlives are endangered.

بسیاری از گونه های زندگی وحشی در معرض خطر قرار دارند.

wildlives play a crucial role in biodiversity.

زندگی وحشی نقش مهمی در تنوع زیستی ایفا می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید