wilinesses

[ایالات متحده]/ˈwaɪlɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈwaɪlɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت زیرک و فریبنده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

wilinesses in action

ظرفیت‌ها در عمل

wilinesses of youth

ظرفیت‌های جوانی

exhibit wilinesses

نشان دادن ظرفیت‌ها

wilinesses and cunning

ظرفیت‌ها و حیله‌گری

playful wilinesses

ظرفیت‌های بازیگوشانه

wilinesses of nature

ظرفیت‌های طبیعت

wilinesses revealed

ظرفیت‌های آشکار شده

strategic wilinesses

ظرفیت‌های استراتژیک

wilinesses at play

ظرفیت‌ها در حال بازی

wilinesses in disguise

ظرفیت‌ها در پوشش

جملات نمونه

her wilinesses helped her navigate the tricky negotiations.

مهارت و زیرکی او به او کمک کرد تا مذاکرات پیچیده را پشت سر بگذارد.

he used his wilinesses to outsmart his competitors.

او از زیرکی و هوش خود برای فریب دادن رقبا استفاده کرد.

the wilinesses of the fox are well known in folklore.

زیرکی روباه در فولکلور به خوبی شناخته شده است.

her wilinesses were evident in the way she handled the situation.

زیرکی او در نحوه برخوردش با این وضعیت آشکار بود.

they admired his wilinesses in solving complex problems.

آنها به تحسین از زیرکی او در حل مشکلات پیچیده نگاه کردند.

wilinesses can sometimes lead to unexpected outcomes.

زیرکی گاهی اوقات می تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.

her wilinesses made her a formidable opponent.

زیرکی او او را به یک حریف سرسخت تبدیل کرد.

in politics, wilinesses are often necessary for success.

در سیاست، زیرکی اغلب برای موفقیت ضروری است.

his wilinesses were both admired and criticized by his peers.

همکاران او هم به تحسین از زیرکی او نگاه کردند و هم به آن انتقاد کردند.

she relied on her wilinesses to survive in the competitive industry.

او برای زنده ماندن در صنعت رقابتی به زیرکی خود متکی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید