wimble

[ایالات متحده]/ˈwɪmbəl/
[بریتانیا]/ˈwɪmbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری برای سوراخ کردن؛ نوعی مته
Word Forms
جمعwimbles

عبارات و ترکیب‌ها

wimble tool

ابزار ويمبل

wimble design

طراحی ويمبل

wimble stitch

دوخت ويمبل

wimble method

روش ويمبل

wimble pattern

الگو ويمبل

wimble joint

اتصال ويمبل

wimble frame

قاب ويمبل

wimble technique

تکنیک ويمبل

wimble project

پروژه ويمبل

wimble style

سبک ويمبل

جملات نمونه

he decided to wimble through the garden this afternoon.

او تصمیم گرفت این بعد از ظهر از باغ عبور کند.

she likes to wimble around the park on weekends.

او دوست دارد آخر هفته ها در پارک قدم بزند.

they wimbled their way to the coffee shop after class.

آنها بعد از کلاس به سمت کافه رفتند.

we often wimble through the streets, enjoying the scenery.

ما اغلب از خیابان ها عبور می کنیم و از مناظر لذت می بریم.

it's nice to wimble along the beach at sunset.

قدم زدن در ساحل هنگام غروب آفتاب لذت بخش است.

he wimbled through his thoughts before making a decision.

او قبل از تصمیم گیری در افکار خود فکر کرد.

she wimbled her way through the crowd to find her friend.

او برای پیدا کردن دوستش از میان جمعیت عبور کرد.

they love to wimble around the city, discovering new places.

آنها عاشق قدم زدن در شهر و کشف مکان های جدید هستند.

he wimbled through the pages of the book, lost in thought.

او در حالی که فکر می کرد، از صفحات کتاب عبور کرد.

on holidays, we wimble about without any plans.

در تعطیلات، بدون هیچ برنامه ای قدم می زنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید