serve

[ایالات متحده]/sɜːv/
[بریتانیا]/sɜːrv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. فراهم کردن غذا یا نوشیدنی؛ کار کردن، کمک کردن؛ کمک کردن به دستیابی؛ ضربه زدن به توپ؛ خوش آمد گفتن، سرگرم کردن.
vt. فراهم کردن آنچه لازم است، تأمین کردن؛ گذراندن، گذراندن زمان؛ خوش آمد گفتن، سرگرم کردن؛ تحویل دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

serve food

سرو غذا

serve customers

خدمت مشتری

serve drinks

سرو نوشیدنی

serve as

به عنوان خدمت

serve for

برای خدمت

serve with

با خدمت

serve the people

خدمت به مردم

serve under someone

تحت نظر کسی خدمت

serve the purpose

هدف را برآورده کردن

serve on

خدمت در

serve two masters

خدمت به دو ارباب

first serve

ابتدا خدمت

serve up

سرو کردن

serve out

سرو کردن

right to serve

حق خدمت

serve notice

ارائه اخطار

serve dinner

سرو شام

جملات نمونه

serve as an interpreter

به عنوان مترجم خدمت کنم

serve as a clerk.

به عنوان یک کارمند خدمت کنم.

serve hot or cold.

داغ یا سرد سرو کنید.

serve a double purpose

یک هدف دوگانه را برآورده کنید

The box will serve for a seat.

این جعبه به عنوان یک صندلی استفاده خواهد شد.

a device that will serve well.

دستگاهی که به خوبی عمل خواهد کرد.

This box will serve for a seat.

این جعبه به عنوان یک صندلی استفاده خواهد شد.

This episode may serve as a paradigm.

این قسمت می‌تواند به عنوان یک الگو عمل کند.

they serve wine instead of beer.

آنها به جای آبجو، شراب سرو می‌کنند.

this book will serve a useful purpose.

این کتاب یک هدف مفید را دنبال خواهد کرد.

a commission to serve as notary public

کمیسیونی برای خدمت به عنوان سردفتر

be ambitious to serve the people

برای خدمت به مردم جاه طلب باشید

Serve the papillote directly on the plate.

پاپیلت را مستقیماً روی بشقاب سرو کنید.

In the cafeteria we serve ourselves.

ما در کافه تریا خودمان را اداره می کنیم.

نمونه‌های واقعی

And there were continual lines of food being served.

و خطوط مداوم غذا سرو می‌شد.

منبع: NPR News January 2020 Compilation

Historical grandeur can only serve as inspiration to urge us to make more efforts.

ظرافت تاریخی تنها می‌تواند به عنوان الهام برای تشویق ما به تلاش بیشتر عمل کند.

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

I deem it an honor to serve you.

افتخورم که به شما خدمت کنم.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Then they are ready to be served.

سپس آنها آماده سرو هستند.

منبع: 2020 New Year Special Edition

What kind of wine should we serve?

چه نوع شراب باید سرو کنیم؟

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Focus on how you can serve others.

بر روی این تمرکز کنید که چگونه می‌توانید به دیگران خدمت کنید.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

I am honored to have served you.

افتخار می‌کنم که به شما خدمت کرده‌ام.

منبع: Crazy Element City

Someone who can better serve my needs.

کسی که بهتر می‌تواند به نیازهای من خدمت کند.

منبع: Lost Girl Season 05

Primary schools serve the younger students and secondary schools serve the older students.

مدارس ابتدایی به دانش‌آموزان جوان‌تر خدمت می‌کنند و مدارس ثانویه به دانش‌آموزان مسن‌تر خدمت می‌کنند.

منبع: VOA Special October 2014 Collection

In America food is usually served on plates.

در آمریکا، غذا معمولاً در بشقاب سرو می‌شود.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید