wimple

[ایالات متحده]/ˈwɪmpəl/
[بریتانیا]/ˈwɪmpəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به پوشاندن در روسری; به تشکیل امواج کوچک
n. روسری زنانه; روسری که توسط برخی از راهبه‌ها پوشیده می‌شود
Word Forms
جمعwimples

عبارات و ترکیب‌ها

wimple style

سبک ویمپل

wimple fashion

مد ویمپل

wimple design

طراحی ویمپل

wimple veil

سنگاپ ویمپل

wimple headwear

سرم پوش ویمپل

wimple outfit

لباس ویمپل

wimple accessory

لوازم جانبی ویمپل

wimple attire

پوشش ویمپل

wimple trend

روند ویمپل

wimple use

استفاده از ویمپل

جملات نمونه

she wore a delicate wimple during the ceremony.

او یک ویمپل ظریف در طول مراسم پوشید.

the wimple was a traditional part of her costume.

ویمپل بخشی جدایی‌ناپذیر از لباس او بود.

in medieval times, women often wore a wimple.

در قرون وسطی، زنان اغلب ویمپل می‌پوشیدند.

her wimple framed her face beautifully.

ویمپل او به زیبایی چهره‌اش را قاب کرد.

she adjusted her wimple before entering the chapel.

او قبل از ورود به کلیسا ویمپل خود را تنظیم کرد.

the wimple has become a symbol of modesty.

ویمپل به نمادی از تواضع تبدیل شده است.

wearing a wimple is part of her cultural heritage.

پوشیدن ویمپل بخشی از میراث فرهنگی او است.

she chose a simple wimple for the event.

او یک ویمپل ساده برای این رویداد انتخاب کرد.

the design of the wimple was quite intricate.

طراحی ویمپل بسیار پیچیده بود.

many artists depict women in wimples in their paintings.

بسیاری از هنرمندان زنان را با ویمپل در نقاشی‌های خود به تصویر می‌کشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید