winches

[ایالات متحده]/wɪnʧɪz/
[بریتانیا]/wɪnʧɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قرقره‌های برقی; دستگاهی برای بلند کردن یا کشیدن
v. سوم شخص مفرد قرقره کردن; حرکت دادن با استفاده از قرقره

عبارات و ترکیب‌ها

manual winches

چرخ دستی دستی

electric winches

چرخ دستی برقی

winches system

سیستم چرخ دستی

heavy winches

چرخ دستی سنگین

portable winches

چرخ دستی قابل حمل

winches installation

نصب چرخ دستی

winches operation

عملکرد چرخ دستی

winches accessories

لوازم جانبی چرخ دستی

winches safety

ایمنی چرخ دستی

winches maintenance

نگهداری چرخ دستی

جملات نمونه

winches are essential for lifting heavy loads.

وینچ ها برای بلند کردن بارهای سنگین ضروری هستند.

we used winches to secure the boat to the dock.

ما از وینچ ها برای محکم کردن قایق به اسکله استفاده کردیم.

winches can be operated manually or electrically.

وینچ ها را می توان به صورت دستی یا برقی کار کرد.

he installed winches on his truck for off-road adventures.

او وینچ ها را روی کامیون خود برای ماجراجویی در خارج از جاده نصب کرد.

winches are commonly used in construction sites.

وینچ ها معمولاً در محل های ساختمانی استفاده می شوند.

we need to check the winches before starting the project.

ما باید قبل از شروع پروژه وینچ ها را بررسی کنیم.

they use hydraulic winches for heavy lifting operations.

آنها از وینچ های هیدرولیک برای عملیات بلند کردن سنگین استفاده می کنند.

winches help in lowering and raising equipment safely.

وینچ ها به طور ایمن در فرآیند پایین و بالا بردن تجهیزات کمک می کنند.

he demonstrated how to operate the winches efficiently.

او نحوه کارکرد کارآمد وینچ ها را نشان داد.

using winches can save time and labor in many tasks.

استفاده از وینچ ها می تواند در بسیاری از کارها در زمان و نیروی کار صرفه جویی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید