talking windbags
حرفزنهای مزخرف
full of windbags
پر از حرفزنهای مزخرف
windbags unite
حرفزنهای مزخرف متحد شوند
windbags abound
حرفزنهای مزخرف فراوان هستند
ignore windbags
حرفزنهای مزخرف را نادیده بگیرید
windbags at large
حرفزنهای مزخرف در حال پرسه زدن هستند
windbags speak
حرفزنهای مزخرف صحبت میکنند
windbags everywhere
حرفزنهای مزخرف همه جا هستند
windbags and bluster
حرفزنها و خودستایی
windbags in politics
حرفزنهای مزخرف در سیاست
many politicians are just windbags who make empty promises.
بسیاری از سیاستمداران فقط بادکنک هستند که وعدههای پوچ میدهند.
don't listen to those windbags; they never have any real solutions.
به آن بادکنکها گوش ندهید؛ آنها هرگز راه حل واقعی ندارند.
at the meeting, the windbags dominated the conversation.
در جلسه، بادکنکها بر گفتگو تسلط داشتند.
his reputation as a windbag precedes him.
شهرت او به عنوان یک بادکنک از پیش وجود دارد.
windbags often confuse talking a lot with being knowledgeable.
بادکنکها اغلب صحبت کردن زیاد را با داشتن دانش مرتبط میدانند.
she realized that her boss was just a windbag without any real expertise.
او متوجه شد که رئیسش فقط یک بادکنک بدون تخصص واقعی است.
windbags can be entertaining, but they rarely provide useful information.
بادکنکها میتوانند سرگرمکننده باشند، اما به ندرت اطلاعات مفیدی ارائه میدهند.
in debates, windbags tend to overshadow the more thoughtful speakers.
در مناظرهها، بادکنکها معمولاً سخنرانان متفکرتر را تحتالشعاع قرار میدهند.
he was labeled a windbag after his long, pointless speech.
او پس از سخنرانی طولانی و بیمعناتش به عنوان یک بادکنک برچسب خورد.
windbags can be found in every industry, from politics to entertainment.
بادکنکها را میتوان در هر صنعتی، از سیاست تا سرگرمی، یافت.
talking windbags
حرفزنهای مزخرف
full of windbags
پر از حرفزنهای مزخرف
windbags unite
حرفزنهای مزخرف متحد شوند
windbags abound
حرفزنهای مزخرف فراوان هستند
ignore windbags
حرفزنهای مزخرف را نادیده بگیرید
windbags at large
حرفزنهای مزخرف در حال پرسه زدن هستند
windbags speak
حرفزنهای مزخرف صحبت میکنند
windbags everywhere
حرفزنهای مزخرف همه جا هستند
windbags and bluster
حرفزنها و خودستایی
windbags in politics
حرفزنهای مزخرف در سیاست
many politicians are just windbags who make empty promises.
بسیاری از سیاستمداران فقط بادکنک هستند که وعدههای پوچ میدهند.
don't listen to those windbags; they never have any real solutions.
به آن بادکنکها گوش ندهید؛ آنها هرگز راه حل واقعی ندارند.
at the meeting, the windbags dominated the conversation.
در جلسه، بادکنکها بر گفتگو تسلط داشتند.
his reputation as a windbag precedes him.
شهرت او به عنوان یک بادکنک از پیش وجود دارد.
windbags often confuse talking a lot with being knowledgeable.
بادکنکها اغلب صحبت کردن زیاد را با داشتن دانش مرتبط میدانند.
she realized that her boss was just a windbag without any real expertise.
او متوجه شد که رئیسش فقط یک بادکنک بدون تخصص واقعی است.
windbags can be entertaining, but they rarely provide useful information.
بادکنکها میتوانند سرگرمکننده باشند، اما به ندرت اطلاعات مفیدی ارائه میدهند.
in debates, windbags tend to overshadow the more thoughtful speakers.
در مناظرهها، بادکنکها معمولاً سخنرانان متفکرتر را تحتالشعاع قرار میدهند.
he was labeled a windbag after his long, pointless speech.
او پس از سخنرانی طولانی و بیمعناتش به عنوان یک بادکنک برچسب خورد.
windbags can be found in every industry, from politics to entertainment.
بادکنکها را میتوان در هر صنعتی، از سیاست تا سرگرمی، یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید