windburns treatment
درمان خشکسنگی
prevent windburns
جلوگیری از خشکسنگی
windburns symptoms
علائم خشکسنگی
relieve windburns
تسکین خشکسنگی
windburns care
مراقبت از خشکسنگی
windburns relief
تخفیف خشکسنگی
windburns prevention
پیشگیری از خشکسنگی
windburns lotion
لوسیون خشکسنگی
windburns remedy
درمان خشکسنگی
treat windburns
درمان خشکسنگی
after a long day at the beach, i realized i had windburns on my face.
بعد از یک روز طولانی در ساحل، متوجه شدم که آفتاب سوختگی پوستی روی صورتم دارم.
he applied lotion to soothe the windburns on his skin.
او لوسیون زد تا آفتاب سوختگی پوستی روی پوستش را تسکین دهد.
windburns can be quite painful if not treated properly.
آفتاب سوختگی پوستی میتواند بسیار دردناک باشد اگر به درستی درمان نشود.
she wore a scarf to protect herself from windburns during the hike.
او یک روسری پوشید تا از آفتاب سوختگی پوستی در طول پیادهروی محافظت کند.
windburns often occur in cold, windy weather.
آفتاب سوختگی پوستی اغلب در هوای سرد و بادخیز رخ میدهد.
he complained about windburns after riding his bike for hours.
او پس از دوچرخهسواری به مدت چند ساعت در مورد آفتاب سوختگی پوستی شکایت کرد.
using a good moisturizer can help prevent windburns.
استفاده از یک مرطوب کننده خوب میتواند به جلوگیری از آفتاب سوختگی پوستی کمک کند.
she noticed windburns on her arms after skiing all day.
او پس از اسکی کردن تمام روز، آفتاب سوختگی پوستی روی بازوهایش را متوجه شد.
windburns are often mistaken for sunburns.
آفتاب سوختگی پوستی اغلب با آفتاب سوختگی اشتباه گرفته میشود.
he learned to wear sunscreen to avoid windburns during his outdoor activities.
او یاد گرفت که برای جلوگیری از آفتاب سوختگی پوستی در فعالیتهای بیرون از منزل از ضد آفتاب استفاده کند.
windburns treatment
درمان خشکسنگی
prevent windburns
جلوگیری از خشکسنگی
windburns symptoms
علائم خشکسنگی
relieve windburns
تسکین خشکسنگی
windburns care
مراقبت از خشکسنگی
windburns relief
تخفیف خشکسنگی
windburns prevention
پیشگیری از خشکسنگی
windburns lotion
لوسیون خشکسنگی
windburns remedy
درمان خشکسنگی
treat windburns
درمان خشکسنگی
after a long day at the beach, i realized i had windburns on my face.
بعد از یک روز طولانی در ساحل، متوجه شدم که آفتاب سوختگی پوستی روی صورتم دارم.
he applied lotion to soothe the windburns on his skin.
او لوسیون زد تا آفتاب سوختگی پوستی روی پوستش را تسکین دهد.
windburns can be quite painful if not treated properly.
آفتاب سوختگی پوستی میتواند بسیار دردناک باشد اگر به درستی درمان نشود.
she wore a scarf to protect herself from windburns during the hike.
او یک روسری پوشید تا از آفتاب سوختگی پوستی در طول پیادهروی محافظت کند.
windburns often occur in cold, windy weather.
آفتاب سوختگی پوستی اغلب در هوای سرد و بادخیز رخ میدهد.
he complained about windburns after riding his bike for hours.
او پس از دوچرخهسواری به مدت چند ساعت در مورد آفتاب سوختگی پوستی شکایت کرد.
using a good moisturizer can help prevent windburns.
استفاده از یک مرطوب کننده خوب میتواند به جلوگیری از آفتاب سوختگی پوستی کمک کند.
she noticed windburns on her arms after skiing all day.
او پس از اسکی کردن تمام روز، آفتاب سوختگی پوستی روی بازوهایش را متوجه شد.
windburns are often mistaken for sunburns.
آفتاب سوختگی پوستی اغلب با آفتاب سوختگی اشتباه گرفته میشود.
he learned to wear sunscreen to avoid windburns during his outdoor activities.
او یاد گرفت که برای جلوگیری از آفتاب سوختگی پوستی در فعالیتهای بیرون از منزل از ضد آفتاب استفاده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید