windedness

[ایالات متحده]/ˈwɪndɪdnəs/
[بریتانیا]/ˈwɪndɪdnəs/

ترجمه

n. حالت تنگی نفس

عبارات و ترکیب‌ها

windedness symptoms

علائم تنگی نفس

windedness assessment

ارزیابی تنگی نفس

windedness relief

تسکین تنگی نفس

windedness treatment

درمان تنگی نفس

windedness causes

علت های تنگی نفس

windedness management

مدیریت تنگی نفس

windedness evaluation

ارزیابی تنگی نفس

windedness indicators

نشانه‌های تنگی نفس

windedness prevention

جلوگیری از تنگی نفس

windedness experiences

تجربیات تنگی نفس

جملات نمونه

after the long run, i felt a sense of windedness.

بعد از دویدن طولانی، احساس خفگی کردم.

the windedness from climbing the stairs was unexpected.

خفگی ناشی از بالا رفتن از پله‌ها غیرمنتظره بود.

his windedness was a sign that he needed to train more.

خفگی او نشانه‌ای بود که باید بیشتر تمرین کند.

windedness can affect your performance in sports.

خفگی می‌تواند بر عملکرد شما در ورزش تأثیر بگذارد.

she experienced windedness after the intense workout.

او بعد از تمرین شدید دچار خفگی شد.

to avoid windedness, pace yourself during exercise.

برای جلوگیری از خفگی، در حین ورزش سرعت خود را حفظ کنید.

his windedness made him realize he needed to improve his fitness.

خفگی او باعث شد متوجه شود که باید آمادگی بدنی خود را بهبود بخشد.

windedness is common among beginners in running.

خفگی در بین مبتدیان دویدن رایج است.

she tried to control her windedness by taking deep breaths.

او سعی کرد با انجام تنفس عمیق خفگی خود را کنترل کند.

windedness can be a sign of overexertion.

خفگی می‌تواند نشانه‌ای از فرسودگی بیش از حد باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید