wineberries

[ایالات متحده]/ˈwaɪnˌbɛriz/
[بریتانیا]/ˈwaɪnˌbɛriz/

ترجمه

n. نوعی گیاه شناخته شده به عنوان Rubus phoenicolasius، بومی چین و ژاپن؛ میوه گیاه wineberry

عبارات و ترکیب‌ها

wineberries jam

مربای توت‌ولای

wineberries pie

پای توت‌ولای

wineberries sauce

سس توت‌ولای

wineberries salad

سالاد توت‌ولای

wineberries smoothie

اسموتی توت‌ولای

wineberries tart

تارت توت‌ولای

wineberries drink

نوشیدنی توت‌ولای

wineberries syrup

شربت توت‌ولای

wineberries dessert

دسر توت‌ولای

wineberries harvest

برداشت توت‌ولای

جملات نمونه

wineberries are a delicious addition to summer desserts.

توت‌های وحشی (wineberries) یک افزودنی خوشمزه به دسرهای تابستانی هستند.

we picked wineberries during our hike in the woods.

ما در حین پیاده‌روی در جنگل، توت‌های وحشی (wineberries) جمع کردیم.

she made a wineberry jam that everyone loved.

او مربای توت وحشی (wineberry) درست کرد که همه آن را دوست داشتند.

wineberries can be found in many parks and nature trails.

می‌توان توت‌های وحشی (wineberries) را در بسیاری از پارک‌ها و مسیرهای طبیعت‌گردی یافت.

he enjoys picking wineberries every summer.

او از جمع کردن توت‌های وحشی (wineberries) هر تابستان لذت می‌برد.

wineberries are often used in pies and tarts.

اغلب از توت‌های وحشی (wineberries) در پای و تارت استفاده می‌شود.

she shared her recipe for wineberry muffins.

او دستور تهیه مافین توت وحشی (wineberry) را به اشتراک گذاشت.

wineberries have a tart flavor that pairs well with cream.

توت‌های وحشی (wineberries) طعم ترشی دارند که با خامه به خوبی ترکیب می‌شود.

he discovered a patch of wild wineberries near his house.

او یک بوته توت وحشی (wineberry) در نزدیکی خانه‌اش کشف کرد.

wineberries are a favorite among foragers in the area.

توت‌های وحشی (wineberries) در میان جمع‌کنندگان در این منطقه بسیار محبوب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید