winker

[ایالات متحده]/ˈwɪŋkə/
[بریتانیا]/ˈwɪŋkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که با چشم اشاره می‌کند; ماسک چشم; مژه چشم

عبارات و ترکیب‌ها

winker signal

سیگنال راهنما

winker light

چراغ راهنما

winker switch

کلید راهنما

winker relay

شلنگ راهنما

winker bulb

لامپ راهنما

winker warning

هشدار راهنما

winker function

عملکرد راهنما

winker indicator

نشانگر راهنما

winker check

بررسی راهنما

winker repair

تعمیر راهنما

جملات نمونه

the winker caught my attention during the presentation.

در طول ارائه، توجه من را به خود جلب کرد.

he is known as the winker of the group.

او به عنوان کسی که در گروه شوخی می‌کند شناخته می‌شود.

she gave me a wink as a winker of good luck.

او به عنوان کسی که شانس خوبی دارد، چشمک زد.

the winker made everyone smile with his playful gesture.

حرکات بازیگوشانه او باعث شد همه لبخند بزنند.

as a winker, he always lightens the mood.

به عنوان کسی که شوخی می‌کند، او همیشه فضا را تلطیف می‌کند.

she is the winker in our friendship circle.

او در حلقه دوستی ما کسی است که شوخی می‌کند.

the winker at the party was charming everyone.

کسی که در مهمانی شوخی می‌کرد، همه را مجذوب خود کرد.

his role as the winker brought joy to the event.

نقش او به عنوان کسی که شوخی می‌کند، شادی را به این رویداد آورد.

everyone loves a winker who can make them laugh.

همه عاشق کسی هستند که می‌تواند آن‌ها را بخنداند.

she became the winker of the team, boosting morale.

او به عنوان کسی که شوخی می‌کند، روحیه تیم را افزایش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید