winnings tax
مالیات بر سود
claim winnings
ادعای برنده شدن
split winnings
تقسیم سود
big winnings
برنده شدن بزرگ
report winnings
گزارش سود
past winnings
برنده شدن های گذشته
winning winnings
برنده شدن های برنده
keep winnings
نگهداری سود
taxed winnings
مالیات بر سود
future winnings
برنده شدن های آینده
she decided to spend her winnings on a new car.
او تصمیم گرفت برنده شدن خود را صرف خرید یک ماشین جدید کند.
the casino took a significant cut of the winnings.
کازینو بخش قابل توجهی از برنده شدگی را برداشت.
he donated a portion of his winnings to charity.
او بخشی از برنده شدگی خود را به خیریه اهدا کرد.
they split the winnings evenly between the three of them.
آنها برنده شدگی را به طور مساوی بین سه نفر تقسیم کردند.
the lottery winnings changed their lives forever.
برنده شدن در قرعه کشی زندگی آنها را برای همیشه تغییر داد.
he carefully invested his winnings in the stock market.
او با دقت برنده شدگی خود را در بازار سهام سرمایه گذاری کرد.
the team celebrated their tournament winnings with a party.
تیم جشن برنده شدن خود در مسابقات را با یک مهمانی برگزار کرد.
she used her winnings to pay off her student loans.
او از برنده شدگی خود برای پرداخت وام دانشجویی خود استفاده کرد.
the size of the winnings surprised everyone involved.
اندازه برنده شدگی همه افراد درگیر را شگفت زده کرد.
they planned how to manage their unexpected winnings.
آنها برنامه ریزی کردند که چگونه برنده شدگی غیرمنتظره خود را مدیریت کنند.
the amount of the winnings was kept confidential.
مبلغ برنده شدگی محرمانه نگه داشته شد.
he dreamed of winning the jackpot and the huge winnings.
او رویای برنده شدن جایزه بزرگ و برنده شدگی بزرگ را داشت.
winnings tax
مالیات بر سود
claim winnings
ادعای برنده شدن
split winnings
تقسیم سود
big winnings
برنده شدن بزرگ
report winnings
گزارش سود
past winnings
برنده شدن های گذشته
winning winnings
برنده شدن های برنده
keep winnings
نگهداری سود
taxed winnings
مالیات بر سود
future winnings
برنده شدن های آینده
she decided to spend her winnings on a new car.
او تصمیم گرفت برنده شدن خود را صرف خرید یک ماشین جدید کند.
the casino took a significant cut of the winnings.
کازینو بخش قابل توجهی از برنده شدگی را برداشت.
he donated a portion of his winnings to charity.
او بخشی از برنده شدگی خود را به خیریه اهدا کرد.
they split the winnings evenly between the three of them.
آنها برنده شدگی را به طور مساوی بین سه نفر تقسیم کردند.
the lottery winnings changed their lives forever.
برنده شدن در قرعه کشی زندگی آنها را برای همیشه تغییر داد.
he carefully invested his winnings in the stock market.
او با دقت برنده شدگی خود را در بازار سهام سرمایه گذاری کرد.
the team celebrated their tournament winnings with a party.
تیم جشن برنده شدن خود در مسابقات را با یک مهمانی برگزار کرد.
she used her winnings to pay off her student loans.
او از برنده شدگی خود برای پرداخت وام دانشجویی خود استفاده کرد.
the size of the winnings surprised everyone involved.
اندازه برنده شدگی همه افراد درگیر را شگفت زده کرد.
they planned how to manage their unexpected winnings.
آنها برنامه ریزی کردند که چگونه برنده شدگی غیرمنتظره خود را مدیریت کنند.
the amount of the winnings was kept confidential.
مبلغ برنده شدگی محرمانه نگه داشته شد.
he dreamed of winning the jackpot and the huge winnings.
او رویای برنده شدن جایزه بزرگ و برنده شدگی بزرگ را داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید