winnows

[ایالات متحده]/ˈwɪnəʊz/
[بریتانیا]/ˈwɪnoʊz/

ترجمه

v. برای جدا کردن یا تشخیص دادن از طریق فرآیند حذف قسمت‌های ناخواسته؛ برای الک کردن یا مرتب کردن به منظور یافتن آنچه ارزشمند است

عبارات و ترکیب‌ها

winnows down

صاف می‌کند

winnows out

صاف می‌کند

winnows choices

انتخاب‌ها را صاف می‌کند

winnows options

گزینه‌ها را صاف می‌کند

winnows results

نتایج را صاف می‌کند

winnows data

داده‌ها را صاف می‌کند

winnows ideas

ایده‌ها را صاف می‌کند

winnows information

اطلاعات را صاف می‌کند

winnows down options

گزینه‌ها را صاف می‌کند

winnows through

از میان... عبور می‌کند

جملات نمونه

the software winnows out unnecessary data.

نرم‌افزار داده‌های غیرضروری را حذف می‌کند.

she winnows through the applicants to find the best candidates.

او برای یافتن بهترین نامزدها، متقاضیان را بررسی می‌کند.

the committee winnows down the proposals for the project.

کمیته پیشنهادات پروژه را محدود می‌کند.

he winnows his ideas to focus on the most important ones.

او ایده‌های خود را محدود می‌کند تا بر مهم‌ترین آن‌ها تمرکز کند.

the process winnows out the less relevant information.

این فرآیند اطلاعات غیرمرتبط را حذف می‌کند.

she winnows through her wardrobe to donate old clothes.

او برای اهدای لباس‌های قدیمی، لباس‌های کمد خود را بررسی می‌کند.

the algorithm winnows results to show only the top matches.

الگوریتم نتایج را محدود می‌کند تا فقط بهترین تطابق‌ها را نشان دهد.

the teacher winnows the students' essays to find the best one.

معلم مقالات دانش‌آموزان را بررسی می‌کند تا بهترین را پیدا کند.

he winnows his collection of books to make space on the shelf.

او مجموعه کتاب‌های خود را محدود می‌کند تا فضای بیشتری روی قفسه داشته باشد.

the selection process winnows out those who do not meet the criteria.

فرآیند انتخاب کسانی را که شرایط را ندارند، حذف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید