wintersport

[ایالات متحده]/ˈwɪntəspɔːt/
[بریتانیا]/ˈwɪntərspɔːrt/

ترجمه

n. ویترن سپورتс
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

wintersports

ورزش زمستانی

wintersporting

ورزش زمستانی

wintersport resort

مکان ورزش زمستانی

wintersport season

فصل ورزش زمستانی

wintersport activities

فعالیت‌های ورزش زمستانی

wintersport vacation

تعطیلات ورزش زمستانی

wintersport equipment

تجهیزات ورزش زمستانی

wintersport destination

مقصد ورزش زمستانی

wintersport lover

علاقه‌مند به ورزش زمستانی

wintersport enthusiast

شغف‌ورزش زمستانی

جملات نمونه

the annual wintersport festival attracts thousands of enthusiasts every january.

فستیوال سالانه ورزش زمستانی هر ژانویه هزاران علاقه مند را جذب می کند.

she booked a luxurious wintersport holiday in the swiss alps.

او یک تعطیلی لوکس ورزش زمستانی در آلپ‌های سوئیس رزرو کرد.

modern wintersport equipment has become remarkably lightweight and durable.

تجهیزات مدرن ورزش زمستانی به طور قابل توجهی سبک و مقاوم شده است.

the mediterranean coast offers unexpected opportunities for wintersport during rare snowy years.

کرانه دریای مدیترانه در سال‌های برف‌زدگی نادر فرصت‌های غیرمنتظره‌ای برای ورزش زمستانی ارائه می‌دهد.

professional athletes require specialized wintersport training facilities.

ورزشکاران حرفه‌ای فضای آموزشی ویژه ورزش زمستانی نیاز دارند.

the family invested in high-quality wintersport clothing before their trip.

خانواده قبل از سفر خود در لباس‌های ورزش زمستانی با کیفیت بالا سرمایه گذاری کرد.

local instructors offer private wintersport lessons for beginners.

مربیان محلی درس‌های خصوصی ورزش زمستانی برای مبتدیان ارائه می‌دهند.

december marks the beginning of the popular wintersport season in many european countries.

دسامبر شروع فصل محبوب ورزش زمستانی در بسیاری از کشورهای اروپایی را نشان می‌دهد.

the resort features excellent conditions for various wintersport disciplines.

این منطقه گردشگری شرایط بسیار خوبی را برای انواع دیسیپلین‌های ورزش زمستانی فراهم می‌کند.

safety equipment is essential when engaging in any wintersport activity.

تجهیزات ایمنی در هر فعالیتی از ورزش زمستانی ضروری است.

the coastal region surprisingly hosts competitive wintersport events when conditions allow.

منطقه ساحلی به طور غیرمنتظره در صورت امکان رویدادهای رقابتی ورزش زمستانی را میزبانی می‌کند.

experienced guides ensure safe exploration of challenging wintersport terrain.

راهنمایان تجربه‌دار اطمینان حاصل می‌کنند که بررسی مسیرهای چالش‌برانگیز ورزش زمستانی ایمن باشد.

the alpine village provides ideal accommodations for wintersport vacationers.

دیروز آلپی اقامت‌های مناسب را برای گردشگران ورزش زمستانی فراهم می‌کند.

technological advances have revolutionized modern wintersport equipment design.

پیشرفت‌های فناوری طراحی تجهیزات مدرن ورزش زمستانی را انقلابی کرده است.

planning ahead helps secure the best deals on wintersport accommodations.

برنامه‌ریزی پیش‌بینی‌کننده به دست‌یافتن بهترین معاملات در مورد اقامت‌های ورزش زمستانی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید