| جمع | wipers |
windshield wiper
جاروگر شیشه جلو
rear wiper
واشر عقب
wiper blade
تیغه پاککن
wiper motor
موتور برف پاککن
replace wiper
تعویض برف پاککن
wiper arm
بازوی برف پاککن
windscreen wiper
جاروگر شیشه جلو
the beat of the wipers became almost hypnotic.
ضربان برف پاککنها تقریباً مغناطیسی بود.
the wipers should operate without chatter .
صافبارها باید بدون ایجاد سر و صدا کار کنند.
the wipers were wigwagging to keep the windscreen clear.
پیشنمایگرها به صورت مارپیچ حرکت میکردند تا شیشهبند را پاک نگه دارند.
The speed of the windscreen wipers is variable.
سرعت شیشهبندها متغیر است.
The wiper blades need to be replaced.
نیاز است تیغههای برف پاککن تعویض شوند.
She turned on the wiper to clear the windshield.
او برف پاککن را روشن کرد تا شیشه جلو را پاک کند.
The wiper fluid ran out, so I need to refill it.
مایع برف پاککن تمام شد، بنابراین باید دوباره آن را پر کنم.
The wiper motor stopped working in the rain.
موتور برف پاککن در باران از کار افتاد.
I always forget to check the wiper blades during maintenance.
من همیشه فراموش میکنم در هنگام نگهداری تیغههای برف پاککن را بررسی کنم.
The mechanic adjusted the wiper arm for better performance.
مکانیک بازوی برف پاککن را برای عملکرد بهتر تنظیم کرد.
Heavy rain made it hard to see without the wiper.
باران شدید بدون برف پاککن دیدن را دشوار میکرد.
The wiper speed can be adjusted with a switch.
میتوان سرعت برف پاککن را با یک کلید تنظیم کرد.
He cleaned the wiper nozzles to ensure proper spray.
او نازلهای برف پاککن را برای اطمینان از پاشش مناسب تمیز کرد.
The wiper mechanism is making a strange noise.
مکانیسم برف پاککن صدایی عجیب تولید میکند.
windshield wiper
جاروگر شیشه جلو
rear wiper
واشر عقب
wiper blade
تیغه پاککن
wiper motor
موتور برف پاککن
replace wiper
تعویض برف پاککن
wiper arm
بازوی برف پاککن
windscreen wiper
جاروگر شیشه جلو
the beat of the wipers became almost hypnotic.
ضربان برف پاککنها تقریباً مغناطیسی بود.
the wipers should operate without chatter .
صافبارها باید بدون ایجاد سر و صدا کار کنند.
the wipers were wigwagging to keep the windscreen clear.
پیشنمایگرها به صورت مارپیچ حرکت میکردند تا شیشهبند را پاک نگه دارند.
The speed of the windscreen wipers is variable.
سرعت شیشهبندها متغیر است.
The wiper blades need to be replaced.
نیاز است تیغههای برف پاککن تعویض شوند.
She turned on the wiper to clear the windshield.
او برف پاککن را روشن کرد تا شیشه جلو را پاک کند.
The wiper fluid ran out, so I need to refill it.
مایع برف پاککن تمام شد، بنابراین باید دوباره آن را پر کنم.
The wiper motor stopped working in the rain.
موتور برف پاککن در باران از کار افتاد.
I always forget to check the wiper blades during maintenance.
من همیشه فراموش میکنم در هنگام نگهداری تیغههای برف پاککن را بررسی کنم.
The mechanic adjusted the wiper arm for better performance.
مکانیک بازوی برف پاککن را برای عملکرد بهتر تنظیم کرد.
Heavy rain made it hard to see without the wiper.
باران شدید بدون برف پاککن دیدن را دشوار میکرد.
The wiper speed can be adjusted with a switch.
میتوان سرعت برف پاککن را با یک کلید تنظیم کرد.
He cleaned the wiper nozzles to ensure proper spray.
او نازلهای برف پاککن را برای اطمینان از پاشش مناسب تمیز کرد.
The wiper mechanism is making a strange noise.
مکانیسم برف پاککن صدایی عجیب تولید میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید