wireman

[ایالات متحده]/ˈwaɪəmən/
[بریتانیا]/ˈwaɪərˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگری که سیم‌کشی‌های الکتریکی را نصب یا تعمیر می‌کند؛ یک برق‌کار یا کارگر نگهداری خطوط
Word Forms
جمعwiremen

عبارات و ترکیب‌ها

wireman job

شغل سیم‌کش

wireman duties

وظایف سیم‌کش

wireman skills

مهارت‌های سیم‌کش

wireman training

آموزش سیم‌کش

wireman safety

ایمنی سیم‌کش

wireman license

گواهینامه سیم‌کش

wireman tools

ابزارهای سیم‌کش

wireman services

خدمات سیم‌کش

wireman experience

تجربه سیم‌کش

wireman technician

تکنسین سیم‌کش

جملات نمونه

the wireman installed the new lighting system in the building.

تکنسین برق سیستم روشنایی جدید را در ساختمان نصب کرد.

as a wireman, he is responsible for connecting electrical circuits.

به عنوان یک تکنسین برق، او مسئول اتصال مدارهای الکتریکی است.

the wireman carefully checked all the connections for safety.

تکنسین برق با دقت تمام اتصالات را برای ایمنی بررسی کرد.

every wireman must follow strict safety protocols on the job.

هر تکنسین برق باید در محل کار پروتکل های ایمنی سختگیرانه را رعایت کند.

she hired a wireman to fix the faulty wiring in her house.

او یک تکنسین برق استخدام کرد تا سیم‌کشی معیوب را در خانه‌اش تعمیر کند.

the wireman completed the installation ahead of schedule.

تکنسین برق نصب را زودتر از موعد مقرر تکمیل کرد.

he learned the trade of a wireman through an apprenticeship.

او از طریق یک دوره کارآموزی، شغل تکنسین برق را یاد گرفت.

the wireman's expertise was essential for the project.

تخصص تکنسین برق برای پروژه ضروری بود.

being a wireman requires a good understanding of electrical systems.

تکنسین برق بودن به درک خوبی از سیستم‌های الکتریکی نیاز دارد.

the wireman worked overtime to meet the deadline.

تکنسین برق برای رسیدن به مهلت مقرر، اضافه کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید