wisecracked

[ایالات متحده]/ˈwaɪz.krækt/
[بریتانیا]/ˈwaɪz.krækt/

ترجمه

vi. ایجاد اظهار نظرهای زیرکانه
vt. چیزی را به شیوه‌ای زیرکانه گفتن
n. یک اظهار نظر زیرکانه

عبارات و ترکیب‌ها

wisecracked joke

حرف شوخی

wisecracked remark

اظهار نظر شوخ‌طبعانه

wisecracked comment

نظرات شوخی

wisecracked line

خط شوخی

wisecracked answer

پاسخ شوخی

wisecracked response

واکنش شوخی

wisecracked quip

طعنه شوخی

wisecracked commentaries

تفسیرهای شوخی

wisecracked retort

جوابیه شوخی

wisecracked banter

گفتگوی شوخی

جملات نمونه

he wisecracked about the weather during the meeting.

او در طول جلسه در مورد هوا شوخی کرد.

she wisecracked her way through the awkward silence.

او با شوخی از میان سکوت ناخوشایند عبور کرد.

the comedian wisecracked about everyday life.

کمدین در مورد زندگی روزمره شوخی کرد.

after the bad news, he wisecracked to lighten the mood.

بعد از اخبار بد، او برای تلطیف فضا شوخی کرد.

during dinner, she wisecracked to entertain her guests.

در طول شام، او برای سرگرمی مهمانانش شوخی کرد.

he always wisecracked when he felt nervous.

وقتی احساس اضطراب می‌کرد، او همیشه شوخی می‌کرد.

the teacher wisecracked to engage the students.

معلم برای جلب توجه دانش آموزان شوخی کرد.

she wisecracked about her cooking skills at the party.

او در مهمانی در مورد مهارت‌های آشپزی خود شوخی کرد.

he wisecracked to cover up his embarrassment.

او برای پوشاندن خجالت خود شوخی کرد.

the group wisecracked as they waited for their flight.

گروه در حالی که منتظر پرواز خود بودند شوخی می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید