quipped about it
در مورد آن شوخی کرد
quipped in jest
به شوخی گفت
quipped with humor
با طنز شوخی کرد
quipped at me
نسبت به من شوخی کرد
quipped during lunch
در حین ناهار شوخی کرد
quipped on stage
روی صحنه شوخی کرد
quipped playfully
به صورت بازیگوشانه شوخی کرد
quipped to friends
با دوستانش شوخی کرد
quipped the truth
حقیقت را به شوخی گفت
she quipped about the weather during the meeting.
او در مورد هوا در طول جلسه شوخی کرد.
he quipped that he could run a marathon after just one practice.
او شوخی کرد که بعد از یک تمرین میتواند ماراتن بدود.
the comedian quipped, "laughter is the best medicine."
کمدین شوخی کرد: "خنده بهترین دارو است."
she quipped that her cat was the real boss of the house.
او شوخی کرد که گربه اش رئیس واقعی خانه است.
he quipped about his cooking skills, saying they were non-existent.
او در مورد مهارت های آشپزی خود شوخی کرد و گفت که وجود ندارند.
during the dinner, she quipped that dessert was her favorite course.
در طول شام، او شوخی کرد که دسر مورد علاقه اش است.
he quipped that he was on a seafood diet; he saw food and ate it.
او شوخی کرد که در حال رژیم غذایی غذاهای دریایی است؛ او غذا را می بیند و می خورد.
she quipped that the only exercise she gets is running late.
او شوخی کرد که تنها تمرینی که انجام می دهد، دیر رسیدن است.
he quipped about his age, claiming he was just a vintage model.
او در مورد سن خود شوخی کرد و ادعا کرد که فقط یک مدل قدیمی است.
during the presentation, she quipped that powerpoint was her best friend.
در طول ارائه، او شوخی کرد که پاورپوینت بهترین دوستش است.
quipped about it
در مورد آن شوخی کرد
quipped in jest
به شوخی گفت
quipped with humor
با طنز شوخی کرد
quipped at me
نسبت به من شوخی کرد
quipped during lunch
در حین ناهار شوخی کرد
quipped on stage
روی صحنه شوخی کرد
quipped playfully
به صورت بازیگوشانه شوخی کرد
quipped to friends
با دوستانش شوخی کرد
quipped the truth
حقیقت را به شوخی گفت
she quipped about the weather during the meeting.
او در مورد هوا در طول جلسه شوخی کرد.
he quipped that he could run a marathon after just one practice.
او شوخی کرد که بعد از یک تمرین میتواند ماراتن بدود.
the comedian quipped, "laughter is the best medicine."
کمدین شوخی کرد: "خنده بهترین دارو است."
she quipped that her cat was the real boss of the house.
او شوخی کرد که گربه اش رئیس واقعی خانه است.
he quipped about his cooking skills, saying they were non-existent.
او در مورد مهارت های آشپزی خود شوخی کرد و گفت که وجود ندارند.
during the dinner, she quipped that dessert was her favorite course.
در طول شام، او شوخی کرد که دسر مورد علاقه اش است.
he quipped that he was on a seafood diet; he saw food and ate it.
او شوخی کرد که در حال رژیم غذایی غذاهای دریایی است؛ او غذا را می بیند و می خورد.
she quipped that the only exercise she gets is running late.
او شوخی کرد که تنها تمرینی که انجام می دهد، دیر رسیدن است.
he quipped about his age, claiming he was just a vintage model.
او در مورد سن خود شوخی کرد و ادعا کرد که فقط یک مدل قدیمی است.
during the presentation, she quipped that powerpoint was her best friend.
در طول ارائه، او شوخی کرد که پاورپوینت بهترین دوستش است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید