wistaria

[ایالات متحده]/wɪˈsteərɪə/
[بریتانیا]/wɪˈsteɪrɪə/

ترجمه

n. یک جنس از گیاهان گلدار در خانواده باقلا، که به خاطر خوشه‌های آبشاری گل‌های بنفش خود شناخته شده است؛ یک گیاه رونده با Racemes بلند از گل‌های بنفش
شکل‌های واژه
جمعwistarias

عبارات و ترکیب‌ها

wistaria blooms

شکوفه‌های درخت ختمی

wistaria vine

بوته ختمی

wistaria garden

باغ ختمی

wistaria trellis

داربست ختمی

wistaria fragrance

عطر ختمی

wistaria purple

بنفش ختمی

wistaria arch

طاقچه ختمی

wistaria season

فصل ختمی

wistaria cluster

خوشه ختمی

wistaria path

مسیر ختمی

جملات نمونه

the wistaria blooms beautifully in spring.

گل یاس در بهار به زیبایی شکوفه می‌دهد.

we planted wistaria vines along the trellis.

ما تاک‌های یاس را در امتداد داربست کاشتیم.

the fragrance of wistaria filled the garden.

عطر یاس باغ را پر کرد.

wistaria is often used in traditional chinese paintings.

یاس اغلب در نقاشی‌های سنتی چینی استفاده می‌شود.

she admired the wistaria draping over the fence.

او یاسی را که روی حصار آویزان بود تحسین کرد.

wistaria symbolizes love and friendship.

یاس نماد عشق و دوستی است.

they took a photo under the wistaria arch.

آنها زیر طاق یاس عکس گرفتند.

the wistaria festival attracts many visitors.

جشنواره یاس بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب می‌کند.

wistaria can grow very quickly if cared for properly.

اگر به درستی از آن مراقبت شود، یاس می‌تواند بسیار سریع رشد کند.

in autumn, the leaves of wistaria turn a lovely shade.

در پاییز، برگ‌های یاس به رنگی زیبا تغییر می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید