witlessnesses

[ایالات متحده]/ˈwɪt.ləs.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈwɪt.ləs.nəs.ɪz/

ترجمه

n. حالت بی‌خبری

عبارات و ترکیب‌ها

witlessnesses abound

نادانی‌ها فراوان هستند

embrace witlessnesses

در آغوش گرفتن نادانی‌ها

expose witlessnesses

افشای نادانی‌ها

overcome witlessnesses

غلبه بر نادانی‌ها

highlight witlessnesses

تاکید بر نادانی‌ها

mock witlessnesses

تمسخر نادانی‌ها

recognize witlessnesses

تشخیص نادانی‌ها

challenge witlessnesses

چالش با نادانی‌ها

address witlessnesses

رسیدگی به نادانی‌ها

tolerate witlessnesses

تحمل نادانی‌ها

جملات نمونه

his witlessnesses often lead him into trouble.

نادانی او اغلب او را در مشكلات قرار می دهد.

she was tired of his constant witlessnesses.

او از نادانی های او خسته شده بود.

witlessnesses can be amusing at times.

نادانی گاهی اوقات می تواند خنده دار باشد.

his witlessnesses made him the laughingstock of the group.

نادانی او باعث شد که او مورد تمسخر گروه قرار گیرد.

we often discuss his witlessnesses over dinner.

ما اغلب در هنگام شام در مورد نادانی او صحبت می کنیم.

her witlessnesses were overlooked because of her charm.

نادانی های او به دلیل جذابیتش نادیده گرفته شد.

he learned from his witlessnesses and improved.

او از نادانی های خود درس گرفت و پیشرفت کرد.

the witlessnesses of youth can lead to valuable lessons.

نادانی جوانی می تواند منجر به درس های ارزشمندی شود.

her witlessnesses were often a source of frustration.

نادانی های او اغلب منبع ناامیدی بود.

we laughed at his witlessnesses, but he took it lightly.

ما به نادانی او خندیدیم، اما او آن را دست کم گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید