| جمع | wiverns |
wivern flight
پرواز ویورن
wivern attack
حمله ویورن
wivern scale
مقیاس ویورن
wivern nest
لانه ویورن
wivern rider
سوار ویورن
wivern breath
نفس ویورن
wivern wings
بال های ویورن
wivern lore
دانش ویورن
wivern hunt
شکار ویورن
wivern egg
تخم ویورن
the wivern soared high above the mountains.
اژدهای ویورن در ارتفاع بالا بالای کوهها پرواز کرد.
legends say that a wivern guards hidden treasures.
افسانه ها می گویند که یک ویورن از گنج های پنهان محافظت می کند.
the knight bravely fought the wivern to save the village.
شوالیه با شجاعت با ویورن برای نجات روستا مبارزه کرد.
in the game, players can tame a wivern as their companion.
در بازی، بازیکنان می توانند یک ویورن را به عنوان همراه خود رام کنند.
the wivern's scales shimmered in the sunlight.
فلس های ویورن در نور خورشید می درخشید.
many stories feature a wivern as a fearsome creature.
بسیاری از داستان ها یک ویورن را به عنوان یک موجود ترسناک به تصویر می کشند.
the artist painted a magnificent wivern on the canvas.
هنرمند یک ویورن باشکوه را روی بوم نقاشی کشید.
wiverns are often depicted in medieval folklore.
ویورن ها اغلب در فولکلور قرون وسطی به تصویر کشیده می شوند.
she dreamed of riding a wivern through the skies.
او رویای سوار شدن بر یک ویورن در آسمان را داشت.
the wivern's roar echoed through the valley.
غرش ویورن در دره طنین انداز شد.
wivern flight
پرواز ویورن
wivern attack
حمله ویورن
wivern scale
مقیاس ویورن
wivern nest
لانه ویورن
wivern rider
سوار ویورن
wivern breath
نفس ویورن
wivern wings
بال های ویورن
wivern lore
دانش ویورن
wivern hunt
شکار ویورن
wivern egg
تخم ویورن
the wivern soared high above the mountains.
اژدهای ویورن در ارتفاع بالا بالای کوهها پرواز کرد.
legends say that a wivern guards hidden treasures.
افسانه ها می گویند که یک ویورن از گنج های پنهان محافظت می کند.
the knight bravely fought the wivern to save the village.
شوالیه با شجاعت با ویورن برای نجات روستا مبارزه کرد.
in the game, players can tame a wivern as their companion.
در بازی، بازیکنان می توانند یک ویورن را به عنوان همراه خود رام کنند.
the wivern's scales shimmered in the sunlight.
فلس های ویورن در نور خورشید می درخشید.
many stories feature a wivern as a fearsome creature.
بسیاری از داستان ها یک ویورن را به عنوان یک موجود ترسناک به تصویر می کشند.
the artist painted a magnificent wivern on the canvas.
هنرمند یک ویورن باشکوه را روی بوم نقاشی کشید.
wiverns are often depicted in medieval folklore.
ویورن ها اغلب در فولکلور قرون وسطی به تصویر کشیده می شوند.
she dreamed of riding a wivern through the skies.
او رویای سوار شدن بر یک ویورن در آسمان را داشت.
the wivern's roar echoed through the valley.
غرش ویورن در دره طنین انداز شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید