wivern

[ایالات متحده]/ˈwɪvən/
[بریتانیا]/ˈwaɪvərn/

ترجمه

n. یک اژدهای دوپا؛ همانند ویورن
Word Forms
جمعwiverns

عبارات و ترکیب‌ها

wivern flight

پرواز ویورن

wivern attack

حمله ویورن

wivern scale

مقیاس ویورن

wivern nest

لانه ویورن

wivern rider

سوار ویورن

wivern breath

نفس ویورن

wivern wings

بال های ویورن

wivern lore

دانش ویورن

wivern hunt

شکار ویورن

wivern egg

تخم ویورن

جملات نمونه

the wivern soared high above the mountains.

اژدهای ویورن در ارتفاع بالا بالای کوه‌ها پرواز کرد.

legends say that a wivern guards hidden treasures.

افسانه ها می گویند که یک ویورن از گنج های پنهان محافظت می کند.

the knight bravely fought the wivern to save the village.

شوالیه با شجاعت با ویورن برای نجات روستا مبارزه کرد.

in the game, players can tame a wivern as their companion.

در بازی، بازیکنان می توانند یک ویورن را به عنوان همراه خود رام کنند.

the wivern's scales shimmered in the sunlight.

فلس های ویورن در نور خورشید می درخشید.

many stories feature a wivern as a fearsome creature.

بسیاری از داستان ها یک ویورن را به عنوان یک موجود ترسناک به تصویر می کشند.

the artist painted a magnificent wivern on the canvas.

هنرمند یک ویورن باشکوه را روی بوم نقاشی کشید.

wiverns are often depicted in medieval folklore.

ویورن ها اغلب در فولکلور قرون وسطی به تصویر کشیده می شوند.

she dreamed of riding a wivern through the skies.

او رویای سوار شدن بر یک ویورن در آسمان را داشت.

the wivern's roar echoed through the valley.

غرش ویورن در دره طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید