wolf-like gaze
نگاه گرگمانند
wolf-like cunning
حیلهگری گرگمانند
wolf-like behavior
رفتار گرگمانند
a wolf-like grin
لبخند گرگمانند
wolf-like intensity
شدت گرگمانند
wolf-like features
ویژگیهای گرگمانند
wolf-like presence
حضور گرگمانند
acting wolf-like
با تقلید از گرگ رفتار کردن
wolf-like silence
سکوت گرگمانند
wolf-like speed
سرعت گرگمانند
he had a wolf-like gaze that made me uneasy.
نگاهی مانند گرگ داشت که باعث ناخوشایندی من میشد.
the stray dog's wolf-like howl echoed through the empty streets.
غرولندهی شبیه به گرگ سگ ولگرد در خیابانهای خالی طنینانداز بود.
despite his size, he moved with a wolf-like grace and agility.
با وجود جثهاش، با ظرافت و چابکی شبیه به گرگ حرکت میکرد.
the politician's wolf-like ambition was evident in his ruthless tactics.
جاهطلبی شبیه به گرگ سیاستمدار در تاکتیکهای بیرحمانهاش آشکار بود.
she described his behavior as wolf-like, aggressive, and predatory.
او رفتار او را مانند گرگ، تهاجمی و شکارچی توصیف کرد.
the team played with a wolf-like tenacity, refusing to give up.
تیم با مقاومت شبیه به گرگ بازی کرد و از تسلیم شدن امتناع کرد.
his wolf-like persistence eventually wore down the opposition.
پایداری شبیه به گرگ او در نهایت باعث فرسایش حریف شد.
the wilderness held a wolf-like silence, broken only by the wind.
طبیعت بکر، سکوتی شبیه به گرگ داشت که فقط با صدای باد شکسته میشد.
the detective's wolf-like instincts led him to the crucial clue.
غرایزهای شبیه به گرگ کارآگاه او را به سرنخ حیاتی رساند.
the boxer fought with a wolf-like ferocity, overwhelming his opponent.
بوکسور با خشونتی شبیه به گرگ مبارزه کرد و حریفش را مغلوب کرد.
a wolf-like cunning helped him navigate the complex negotiations.
حکمت شبیه به گرگ به او کمک کرد تا مذاکرات پیچیده را پشت سر بگذارد.
wolf-like gaze
نگاه گرگمانند
wolf-like cunning
حیلهگری گرگمانند
wolf-like behavior
رفتار گرگمانند
a wolf-like grin
لبخند گرگمانند
wolf-like intensity
شدت گرگمانند
wolf-like features
ویژگیهای گرگمانند
wolf-like presence
حضور گرگمانند
acting wolf-like
با تقلید از گرگ رفتار کردن
wolf-like silence
سکوت گرگمانند
wolf-like speed
سرعت گرگمانند
he had a wolf-like gaze that made me uneasy.
نگاهی مانند گرگ داشت که باعث ناخوشایندی من میشد.
the stray dog's wolf-like howl echoed through the empty streets.
غرولندهی شبیه به گرگ سگ ولگرد در خیابانهای خالی طنینانداز بود.
despite his size, he moved with a wolf-like grace and agility.
با وجود جثهاش، با ظرافت و چابکی شبیه به گرگ حرکت میکرد.
the politician's wolf-like ambition was evident in his ruthless tactics.
جاهطلبی شبیه به گرگ سیاستمدار در تاکتیکهای بیرحمانهاش آشکار بود.
she described his behavior as wolf-like, aggressive, and predatory.
او رفتار او را مانند گرگ، تهاجمی و شکارچی توصیف کرد.
the team played with a wolf-like tenacity, refusing to give up.
تیم با مقاومت شبیه به گرگ بازی کرد و از تسلیم شدن امتناع کرد.
his wolf-like persistence eventually wore down the opposition.
پایداری شبیه به گرگ او در نهایت باعث فرسایش حریف شد.
the wilderness held a wolf-like silence, broken only by the wind.
طبیعت بکر، سکوتی شبیه به گرگ داشت که فقط با صدای باد شکسته میشد.
the detective's wolf-like instincts led him to the crucial clue.
غرایزهای شبیه به گرگ کارآگاه او را به سرنخ حیاتی رساند.
the boxer fought with a wolf-like ferocity, overwhelming his opponent.
بوکسور با خشونتی شبیه به گرگ مبارزه کرد و حریفش را مغلوب کرد.
a wolf-like cunning helped him navigate the complex negotiations.
حکمت شبیه به گرگ به او کمک کرد تا مذاکرات پیچیده را پشت سر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید