wolly

[ایالات متحده]/ˈwɒli/
[بریتانیا]/ˈwɑːli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.[گفتار بریتانیایی] خیار شور (یا زیتون)
Word Forms
جمعwollies

عبارات و ترکیب‌ها

wolly mammoth

گاو ماموت

wolly hat

کلاه پشمی

wolly jumper

ژاکت پشمی

wolly socks

جوراب پشمی

wolly fleece

فleece پشمی

wolly coat

پالتوی پشمی

wolly scarf

شال پشمی

wolly blanket

ملحفه پشمی

wolly sweater

پولوشرت پشمی

wolly lining

آستر پشمی

جملات نمونه

she wore a wolly sweater to keep warm.

او یک ژاکت پشمی پوشید تا گرم بماند.

the kids love their wolly hats in winter.

کودکان عاشق کلاه های پشمی خود در زمستان هستند.

he gave her a wolly blanket for her birthday.

او یک پتوی پشمی به او برای تولدش داد.

the wolly sheep grazed peacefully in the field.

گوسفندان پشمی به آرامی در مزرعه چرا کردند.

my dog loves to play with his wolly toys.

سگ من عاشق بازی کردن با اسباب بازی های پشمی خود است.

she knitted a wolly scarf for her friend.

او یک شال پشمی برای دوستش بافت.

the wolly texture of the fabric feels soft.

بافت پشمی پارچه نرم به نظر می رسد.

we bought a wolly rug for the living room.

ما یک قالیچه پشمی برای اتاق نشیمن خریدیم.

he enjoys wearing his wolly socks at home.

او از پوشیدن جوراب های پشمی خود در خانه لذت می برد.

the wolly clouds signaled a change in the weather.

ابر های پشمی نشان دهنده تغییر آب و هوا بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید