womanists

[ایالات متحده]/ˈwʊmənɪst/
[بریتانیا]/ˈwʊmənɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حامی حقوق زنان

عبارات و ترکیب‌ها

womanist theory

تئوری زن‌گرا

womanist literature

ادبیات زن‌گرا

womanist perspective

دیدگاه زن‌گرا

womanist movement

جنبش زن‌گرا

womanist art

هنر زن‌گرا

womanist critique

نقد زن‌گرا

womanist identity

هویت زن‌گرا

womanist activism

فعالیت‌های زن‌گرا

womanist culture

فرهنگ زن‌گرا

womanist philosophy

فلسفه زن‌گرا

جملات نمونه

she identifies as a womanist and advocates for women's rights.

او خود را یک زن‌گرا می‌داند و از حقوق زنان حمایت می‌کند.

the womanist perspective emphasizes the importance of community.

دیدگاه زن‌گرایانه بر اهمیت جامعه تاکید می‌کند.

her writings reflect a womanist approach to social justice.

نوشته‌های او نشان‌دهنده یک رویکرد زن‌گرایانه به عدالت اجتماعی است.

many womanist scholars focus on the intersection of race and gender.

بسیاری از محققان زن‌گرا بر تقاطع نژاد و جنسیت تمرکز می‌کنند.

she attended a womanist conference to connect with like-minded individuals.

او برای ارتباط با افراد همفکر در یک کنفرانس زن‌گرایانه شرکت کرد.

the womanist movement seeks to uplift marginalized voices.

جنبش زن‌گرایانه به دنبال ارتقای صدای گروه‌های حاشیه‌ای است.

her artwork embodies the spirit of womanist activism.

هنر او تجسم روح فعالانه زن‌گرایی است.

womanist literature often explores themes of resilience and empowerment.

ادبیات زن‌گرایانه اغلب مضامین تاب‌آوری و توانمندسازی را بررسی می‌کند.

she wrote a book from a womanist perspective on family dynamics.

او کتابی با دیدگاه زن‌گرایانه در مورد پویایی خانواده نوشت.

the womanist philosophy encourages solidarity among women of color.

فلسفه زن‌گرایانه تشویق به همبستگی بین زنان رنگین‌پوست می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید