womanizing

[ایالات متحده]/ˈwʊmənaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwʊməˌnaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل درگیر شدن در تعدادی از روابط جنسی غیررسمی؛ به طور مداوم زنان را دنبال کردن یا فریب دادن

عبارات و ترکیب‌ها

womanizing man

مرد خدانه‌باز

womanizing behavior

رفتار خدانه‌باز

womanizing ways

روش‌های خدانه‌باز

womanizing tendencies

گرایش‌های خدانه‌باز

womanizing lifestyle

سبک زندگی خدانه‌باز

womanizing reputation

شهرت خدانه‌باز

womanizing habits

عادت‌های خدانه‌باز

womanizing charm

جاذبه خدانه‌باز

womanizing attitude

نگاه خدانه‌باز

womanizing tactics

تاکتیک‌های خدانه‌باز

جملات نمونه

his womanizing ways caused a lot of heartache.

رفتارهای زن‌دزدانه‌اش باعث ایجاد رنج زیادی شد.

she decided to leave him because of his womanizing reputation.

او تصمیم گرفت او را ترک کند به دلیل شهرت زن‌دزدانه‌اش.

despite his womanizing, he claimed to be a loyal partner.

با وجود زن‌دزدی‌اش، ادعا کرد که یک شریک وفادار است.

his womanizing habits were well-known among his friends.

عادت‌های زن‌دزدانه‌اش در بین دوستانش به خوبی شناخته شده بود.

she was tired of his constant womanizing and wanted a serious relationship.

او از زن‌دزدی‌های مداوم او خسته شده بود و یک رابطه جدی می‌خواست.

womanizing can lead to trust issues in a relationship.

زن‌دزدی می‌تواند منجر به مشکلات اعتماد در یک رابطه شود.

he promised to change his womanizing ways for her.

او قول داد که برای او رفتارهای زن‌دزدانه‌اش را تغییر دهد.

his womanizing behavior finally caught up with him.

رفتار زن‌دزدانه‌اش بالاخره به او رسید.

many people warned her about his womanizing nature.

بسیاری از مردم به او در مورد طبیعت زن‌دزدانه‌اش هشدار دادند.

she was determined not to fall for his womanizing charm.

او مصمم بود که فریب جاذبه زن‌دزدانه‌اش را نخورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید