workboards

[ایالات متحده]/wɜːkˌbɔːdz/
[بریتانیا]/wɜrkˌbɔrdz/

ترجمه

n. تخته‌هایی که برای کار گروهی یا مدیریت پروژه استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

workboards setup

راه‌اندازی تابلوهای کار

workboards management

مدیریت تابلوهای کار

workboards collaboration

همکاری در تابلوهای کار

workboards integration

یکپارچه‌سازی تابلوهای کار

workboards tracking

ردیابی تابلوهای کار

workboards updates

به‌روزرسانی‌های تابلوهای کار

workboards features

ویژگی‌های تابلوهای کار

workboards tools

ابزارهای تابلوهای کار

workboards analysis

تجزیه‌وتحلیل تابلوهای کار

workboards design

طراحی تابلوهای کار

جملات نمونه

we use workboards to track project progress.

ما از ووک‌بوردهای استفاده می‌کنیم تا پیشرفت پروژه را پیگیری کنیم.

workboards help teams collaborate effectively.

ووک‌بوردها به تیم‌ها کمک می‌کنند تا به طور مؤثر همکاری کنند.

it's essential to update workboards regularly.

به روز رسانی منظم ووک‌بوردها ضروری است.

our workboards are organized by project phases.

ووک‌بوردهای ما بر اساس فازهای پروژه سازماندهی شده‌اند.

team members can add tasks to the workboards.

اعضای تیم می‌توانند وظایف را به ووک‌بوردها اضافه کنند.

workboards provide a visual overview of tasks.

ووک‌بوردها نمایشی بصری از وظایف ارائه می‌دهند.

we hold weekly meetings to review our workboards.

ما جلسات هفتگی برای بررسی ووک‌بوردهای خود برگزار می‌کنیم.

workboards can be customized to fit our needs.

ووک‌بوردها را می‌توان برای مطابقت با نیازهای ما سفارشی کرد.

using digital workboards increases our productivity.

استفاده از ووک‌بوردهای دیجیتال بهره‌وری ما را افزایش می‌دهد.

everyone should have access to the workboards.

همه باید به ووک‌بوردها دسترسی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید