kanban

[ایالات متحده]/ˈkænbæn/
[بریتانیا]/ˈkænˌbɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستمی برای مدیریت موجودی و تولید که هزینه‌های انبارداری را با سفارش مواد به موقع کاهش می‌دهد
Word Forms
جمعkanbans

عبارات و ترکیب‌ها

kanban board

تخته کانبان

kanban system

سیستم کانبان

kanban method

روش کانبان

kanban process

فرآیند کانبان

kanban card

کارت کانبان

kanban flow

جریان کانبان

kanban team

تیم کانبان

kanban practice

تمرین کانبان

kanban tool

ابزار کانبان

kanban metrics

معیارهای کانبان

جملات نمونه

the team uses a kanban board to track progress.

تیم از یک برد کانبان برای پیگیری پیشرفت استفاده می‌کند.

implementing a kanban system improved our workflow.

اجرای سیستم کانبان باعث بهبود گردش کار ما شد.

kanban helps visualize tasks and prioritize work.

کانبان به تجسم وظایف و اولویت‌بندی کار کمک می‌کند.

we hold daily stand-up meetings to review the kanban board.

ما جلسات روزانه ایستاده برای بررسی برد کانبان برگزار می‌کنیم.

each column on the kanban board represents a different stage of work.

هر ستون در برد کانبان نشان‌دهنده یک مرحله متفاوت از کار است.

using kanban can help reduce bottlenecks in production.

استفاده از کانبان می‌تواند به کاهش گلوگاه‌ها در تولید کمک کند.

kanban encourages continuous improvement in processes.

کانبان تشویق به بهبود مستمر فرآیندها می‌کند.

we are transitioning to a kanban approach for project management.

ما در حال انتقال به یک رویکرد کانبان برای مدیریت پروژه هستیم.

kanban boards can be physical or digital tools.

برد‌های کانبان می‌توانند ابزارهای فیزیکی یا دیجیتالی باشند.

tracking tasks with kanban increases team accountability.

پیگیری وظایف با کانبان مسئولیت‌پذیری تیم را افزایش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید