| جمع | workboats |
workboat operation
عمليات قایق کار
workboat design
طراحی قایق کار
workboat maintenance
نگهداری قایق کار
workboat industry
صنعت قایق کار
workboat safety
ایمنی قایق کار
workboat service
خدمات قایق کار
workboat fleet
ناوگان قایق کار
workboat operator
اپراتور قایق کار
workboat technology
فناوری قایق کار
workboat supply
تامین قایق کار
the workboat is essential for transporting goods across the river.
شناور کاری برای حمل و نقل کالاها در سراسر رودخانه ضروری است.
they used a workboat to assist in the construction of the bridge.
آنها از شناور کاری برای کمک به ساخت پل استفاده کردند.
the crew prepared the workboat for a long day at sea.
خدمه شناور کاری را برای یک روز طولانی در دریا آماده کردند.
workboats are often used in fishing and salvage operations.
شناورهای کاری اغلب در عملیات ماهیگیری و نجات استفاده می شوند.
we need to repair the engine of the workboat before the next trip.
ما باید موتور شناور کاری را قبل از سفر بعدی تعمیر کنیم.
the workboat navigated through the rough waters with ease.
شناور کاری به راحتی از میان آب های خروشان عبور کرد.
he works on a workboat that services oil rigs in the ocean.
او روی یک شناور کاری که به سکوهای نفتی در اقیانوس خدمات ارائه می دهد، کار می کند.
safety regulations are crucial when operating a workboat.
قوانین ایمنی هنگام کار با شناور کاری بسیار مهم هستند.
the workboat returned to the dock after a successful mission.
شناور کاری پس از یک مأموریت موفق به اسکله بازگشت.
many workboats are equipped with advanced navigation systems.
بسیاری از شناورهای کاری مجهز به سیستم های ناوبری پیشرفته هستند.
workboat operation
عمليات قایق کار
workboat design
طراحی قایق کار
workboat maintenance
نگهداری قایق کار
workboat industry
صنعت قایق کار
workboat safety
ایمنی قایق کار
workboat service
خدمات قایق کار
workboat fleet
ناوگان قایق کار
workboat operator
اپراتور قایق کار
workboat technology
فناوری قایق کار
workboat supply
تامین قایق کار
the workboat is essential for transporting goods across the river.
شناور کاری برای حمل و نقل کالاها در سراسر رودخانه ضروری است.
they used a workboat to assist in the construction of the bridge.
آنها از شناور کاری برای کمک به ساخت پل استفاده کردند.
the crew prepared the workboat for a long day at sea.
خدمه شناور کاری را برای یک روز طولانی در دریا آماده کردند.
workboats are often used in fishing and salvage operations.
شناورهای کاری اغلب در عملیات ماهیگیری و نجات استفاده می شوند.
we need to repair the engine of the workboat before the next trip.
ما باید موتور شناور کاری را قبل از سفر بعدی تعمیر کنیم.
the workboat navigated through the rough waters with ease.
شناور کاری به راحتی از میان آب های خروشان عبور کرد.
he works on a workboat that services oil rigs in the ocean.
او روی یک شناور کاری که به سکوهای نفتی در اقیانوس خدمات ارائه می دهد، کار می کند.
safety regulations are crucial when operating a workboat.
قوانین ایمنی هنگام کار با شناور کاری بسیار مهم هستند.
the workboat returned to the dock after a successful mission.
شناور کاری پس از یک مأموریت موفق به اسکله بازگشت.
many workboats are equipped with advanced navigation systems.
بسیاری از شناورهای کاری مجهز به سیستم های ناوبری پیشرفته هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید