workboxes

[ایالات متحده]/wɜːkˌbɒks/
[بریتانیا]/wɜrkˌbɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جعبه ابزار یا جعبه خیاطی; جعبه خیاطی، جعبه ابزار

عبارات و ترکیب‌ها

workbox setup

راه‌اندازی workbox

workbox integration

یکپارچه‌سازی workbox

workbox caching

ذخیره‌سازی کش workbox

workbox service

سرویس workbox

workbox configuration

تنظیمات workbox

workbox plugin

ماژول workbox

workbox build

ساخت workbox

workbox strategy

استراتژی workbox

workbox route

مسیر workbox

workbox command

دستور workbox

جملات نمونه

the workbox contains all the necessary tools for the project.

جعبه ابزار حاوی تمام ابزارهای لازم برای پروژه است.

make sure to organize your workbox before starting the task.

مطمئن شوید که جعبه ابزار خود را قبل از شروع کار مرتب کنید.

he reached into his workbox to find the right supplies.

او به جعبه ابزار خود دسترسی پیدا کرد تا لوازم مناسب را پیدا کند.

the designer uses a digital workbox for her graphic projects.

طراح از یک جعبه ابزار دیجیتال برای پروژه های گرافیکی خود استفاده می کند.

every artist should have a well-stocked workbox.

هر هنرمندی باید یک جعبه ابزار پر شده داشته باشد.

she customized her workbox to fit her unique needs.

او جعبه ابزار خود را برای برآورده کردن نیازهای منحصر به فرد خود سفارشی کرد.

he keeps his workbox in the garage for easy access.

او جعبه ابزار خود را در گاراژ برای دسترسی آسان نگه می دارد.

the workbox is essential for maintaining organization.

جعبه ابزار برای حفظ سازمان ضروری است.

she added new items to her workbox after the workshop.

او پس از کارگاه، اقلام جدیدی به جعبه ابزار خود اضافه کرد.

his workbox was filled with various crafting materials.

جعبه ابزار او با مواد مختلف صنایع دستی پر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید