workmanship

[ایالات متحده]/'wɜːkmənʃɪp/
[بریتانیا]/'wɝkmənʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهارت، صنعتگری

عبارات و ترکیب‌ها

excellent workmanship

کار عالی

fine workmanship

اجرای خوب

superb workmanship

کار فوق العاده

جملات نمونه

the quality of workmanship is unsurpassed.

کیفیت کاری که انجام شده برتر از هر چیز دیگری است.

I was admiring the exquisite workmanship in the mosaic.

من داشت کاردستی های ظریف در موزاییک را تحسین می‌کردم.

He accused the garage of shoddy workmanship on the bodywork.

او تعمیرگاه را به دلیل کار ضعیف در بدنه متهم کرد.

pottery that reveals craft and fine workmanship;

گرفتن ظروف سفالی که نشان دهنده مهارت و هنر ظریف است.

Exquisite workmanship is the outstanding characteristic of these artistic handwork’s.

کار دقیق، ویژگی برجسته این آثار هنری دستی است.

Close up, the workmanship that went into each ripple and shadowy layer of tulle was inimitably precious, yet somehow the designers successfully dodged the hazard of veering into overdone froufrou.

از نزدیک، مهارت و هنر به کار رفته در هر چین و لایه سایه‌دار تور، به طرز غیرقابل تقلیدی گران‌بها بود، با این حال، طراحان به نوعی به طور موفقیت‌آمیزی از خطر لبه‌دار شدن و استفاده بیش از حد از تزئینات دکوری جلوگیری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید