workmanships

[ایالات متحده]/wɜːkˈmənʃɪps/
[بریتانیا]/wɜrkˈmənʃɪps/

ترجمه

n. مهارت یا هنری که در ساخت چیزی دخیل است

عبارات و ترکیب‌ها

fine workmanships

مهارت‌های ظریف

craftsmanship workmanships

مهارت‌های دستی

high workmanships

مهارت‌های بالا

quality workmanships

مهارت‌های باکیفیت

superior workmanships

مهارت‌های برتر

skilled workmanships

مهارت‌های ماهرانه

traditional workmanships

مهارت‌های سنتی

artistic workmanships

مهارت‌های هنری

exquisite workmanships

مهارت‌های نفیس

meticulous workmanships

مهارت‌های دقیق

جملات نمونه

the craftsmanship of the furniture reflects high workmanships.

مهارت‌های ساختمانی مبلمان نشان‌دهندهٔ کاربلدی بالا است.

his workmanships in the art of pottery are truly remarkable.

مهارت‌های او در هنر سفالگری واقعاً قابل توجه است.

she always appreciates fine workmanships in jewelry design.

او همیشه از مهارت‌های خوب در طراحی جواهرات قدردانی می‌کند.

the workmanships in this building showcase traditional techniques.

مهارت‌های به کار رفته در این ساختمان، تکنیک‌های سنتی را به نمایش می‌گذارد.

many artists are recognized for their unique workmanships.

هنرمندان زیادی به خاطر مهارت‌های منحصر به فردشان شناخته می‌شوند.

quality workmanships can significantly increase the value of a product.

مهارت‌های باکیفیت می‌توانند ارزش یک محصول را به طور قابل توجهی افزایش دهند.

he takes pride in his workmanships as a craftsman.

او به عنوان یک صنعتگر به مهارت‌های خود افتخار می‌کند.

the workshop focuses on improving various workmanships.

کارگاه بر بهبود مهارت‌های مختلف تمرکز دارد.

her workmanships in textile design are highly sought after.

مهارت‌های او در طراحی پارچه بسیار مورد تقاضا است.

they are known for their exquisite workmanships in leather goods.

آنها به خاطر مهارت‌های ظریف خود در محصولات چرمی شناخته شده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید