workout

[ایالات متحده]/ˈwɜːkaʊt/
[بریتانیا]/ˈwɜːrkaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آزمایش; تمرین; کارورزی.

عبارات و ترکیب‌ها

cardio workout

تمرینات هوازی

جملات نمونه

I did a two-hour workout in the gym.

من یک تمرین دو ساعته در باشگاه انجام دادم.

The team had a hard workout this morning.

تیم امروز صبح یک تمرین سخت داشت.

Fuzzy guitar workouts, with plaintive folky compositions.

تمرینات گیتار مبهم، با آهنگ‌های محلی دلنشین.

I went for a ride to give my new bike a workout.

برای اینکه به دوچرخه جدیدم فرصت تمرین بدهم، بیرون رفتم.

this type of workout does stress the shoulder and knee joints.

این نوع تمرین مفاصل شانه و زانو را تحت فشار قرار می‌دهد.

workout the special reports for the quality of unworked electronic component.

تهیه گزارش‌های ویژه در مورد کیفیت قطعات الکترونیکی نشده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید