workwoman

[ایالات متحده]/wɜːkˌwʊmən/
[بریتانیا]/wɜrkˌwʊmən/

ترجمه

n. کارگر زن
Word Forms
جمعworkwomen

عبارات و ترکیب‌ها

workwoman role

نقش کارگر زن

workwoman rights

حقوق کارگر زن

workwoman skills

مهارت‌های کارگر زن

workwoman leader

رهبر کارگر زن

workwoman network

شبکه کارگر زن

workwoman initiative

ابتکار کارگر زن

workwoman empowerment

توانمندسازی کارگر زن

workwoman community

جامعه کارگر زن

workwoman support

حمایت از کارگر زن

workwoman advocate

حمایت‌گر کارگر زن

جملات نمونه

the workwoman completed the project ahead of schedule.

زن کارگر پروژه را زودتر از موعد به اتمام رساند.

as a workwoman, she takes pride in her craftsmanship.

به عنوان یک زن کارگر، او به مهارت خود افتخار می‌کند.

the workwoman was recognized for her dedication.

زن کارگر به دلیل تعهدش مورد تقدیر قرار گرفت.

many workwomen are breaking barriers in the industry.

بسیاری از زن کارگران در حال شکستن موانع در صنعت هستند.

the workwoman trained new employees with great skill.

زن کارگر با مهارت فراوان کارآموزان جدید را آموزش داد.

she is a talented workwoman who excels in her field.

او یک زن کارگر با استعداد است که در زمینه خود سرآمد است.

the workwoman worked overtime to meet the deadline.

زن کارگر برای رسیدن به مهلت مقرر اضافه کار کرد.

every workwoman deserves respect for her efforts.

هر زن کارگری به دلیل تلاش‌هایش شایسته احترام است.

the company supports workwomen with flexible hours.

شرکت از زن کارگران با ساعات کاری انعطاف پذیر پشتیبانی می‌کند.

in the factory, the workwoman operated the machinery safely.

در کارخانه، زن کارگر به طور ایمن دستگاه‌ها را اداره می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید