workwomen

[ایالات متحده]/wɜːkˈwʊmən/
[بریتانیا]/wɜrkˈwɪmɪn/

ترجمه

n. کارگران زن

عبارات و ترکیب‌ها

workwomen rights

حقوق زنان کارگر

workwomen empowerment

توانمندسازی زنان کارگر

workwomen support

حمایت از زنان کارگر

workwomen initiatives

ابتکارات زنان کارگر

workwomen equality

برابری زنان کارگر

workwomen network

شبکه زنان کارگر

workwomen leadership

رهبری زنان کارگر

workwomen issues

مشکلات زنان کارگر

workwomen achievements

دستاوردهای زنان کارگر

workwomen community

جامعه زنان کارگر

جملات نمونه

many workwomen are breaking barriers in the corporate world.

بسیاری از زنان شاغل در حال شکستن موانع در دنیای شرکت‌ها هستند.

workwomen often balance their careers and family life.

زنان شاغل اغلب بین شغل و زندگی خانوادگی خود تعادل برقرار می‌کنند.

support networks for workwomen are becoming increasingly important.

شبکه‌های حمایتی برای زنان شاغل به طور فزاینده‌ای مهم می‌شوند.

workwomen deserve equal pay for equal work.

زنان شاغل باید به ازای کار برابر، حقوق برابر دریافت کنند.

many workwomen are leaders in their fields.

بسیاری از زنان شاغل در زمینه‌های کاری خود رهبر هستند.

workwomen face unique challenges in the workplace.

زنان شاغل با چالش‌های منحصربه‌فرد در محیط کار مواجه هستند.

training programs for workwomen can enhance their skills.

برنامه‌های آموزشی برای زنان شاغل می‌توانند مهارت‌های آنها را ارتقا دهند.

workwomen are increasingly represented in stem careers.

زنان شاغل به طور فزاینده‌ای در مشاغل مرتبط با علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) حضور دارند.

workwomen often advocate for workplace equality.

زنان شاغل اغلب از برابری در محیط کار حمایت می‌کنند.

many workwomen are role models for the next generation.

بسیاری از زنان شاغل برای نسل بعدی الگو هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید