the prisoners received wormy vegetables.
زندانیان سبزیجات کرمخوردگی دریافت کردند.
When I bit into the apple, and finding it wormy, I flung it away.
وقتی به سیب گاز زدم و آن را کرمخوردگی یافتم، آن را دور انداختم.
The apple was wormy and inedible.
سیب کرمخوردگی و غیرقابل خوردن بود.
He found a wormy surprise in his sandwich.
او یک سورپرایز کرمخوردگی در ساندویچ خود پیدا کرد.
The old log was full of wormy holes.
تکه چوب قدیمی پر از سوراخهای کرمخوردگی بود.
She refused to eat the wormy fruit.
او از خوردن میوه کرمخوردگی امتناع کرد.
The fisherman used wormy bait to catch more fish.
ماهیگیر از طعمه کرمخوردگی برای گرفتن ماهی بیشتر استفاده کرد.
The rotten wood was wormy and falling apart.
چوب پوسیده کرمخوردگی بود و از هم میپاشید.
The farmer noticed his crops were wormy and needed treatment.
کشاورز متوجه شد که محصولاتش کرمخوردگی دارند و نیاز به درمان دارند.
The trash can was infested with wormy creatures.
سطل زباله پر از موجودات کرمخوردگی بود.
The dog found a wormy bone buried in the backyard.
سگ یک استخوان کرمخوردگی را در حیاط پشتی پیدا کرد.
She accidentally bit into a wormy piece of fruit.
او به طور تصادفی به یک تکه میوه کرمخوردگی گاز زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید