xylophonist

[ایالات متحده]/ˌzaɪləˈfɒnɪst/
[بریتانیا]/ˌzaɪləˈfoʊnɪst/

ترجمه

n. کسی که زایلوفون می‌نوازد؛ نوازنده زایلوفون
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

xylophonist concert

اجرای زایلوفون

xylophonist performance

اجای زایلوفون

xylophonist group

گروه زایلوفون

xylophonist solo

اجای تک‌نفره زایلوفون

xylophonist skills

مهارت‌های زایلوفون

xylophonist music

موسیقی زایلوفون

xylophonist training

آموزش زایلوفون

xylophonist style

سبک زایلوفون

xylophonist teacher

معلم زایلوفون

xylophonist technique

تکنیک زایلوفون

جملات نمونه

the talented xylophonist performed beautifully at the concert.

یک نوازنده زایلوفون با استعداد، به طور زیبا در کنسرت اجرا کرد.

many people admire the skill of a professional xylophonist.

بسیاری از مردم مهارت یک نوازنده زایلوفون حرفه ای را تحسین می کنند.

the xylophonist played a captivating solo during the show.

نوازنده زایلوفون یک قطعه بداهه جذاب در طول برنامه اجرا کرد.

she dreams of becoming a famous xylophonist one day.

او رویای تبدیل شدن به یک نوازنده زایلوفون مشهور را در یک روز دارد.

the xylophonist collaborated with the orchestra for a special performance.

نوازنده زایلوفون برای یک اجرا ویژه با ارکستر همکاری کرد.

he practices daily to improve his skills as a xylophonist.

او روزانه تمرین می کند تا مهارت های خود را به عنوان یک نوازنده زایلوفون بهبود بخشد.

the xylophonist introduced a new piece to the audience.

نوازنده زایلوفون یک قطعه جدید را به تماشاچیان معرفی کرد.

her passion for music led her to become a xylophonist.

اشتیاق او به موسیقی باعث شد او به یک نوازنده زایلوفون تبدیل شود.

the xylophonist's rhythm added energy to the band.

ریتم نوازنده زایلوفون انرژی را به گروه اضافه کرد.

attending a workshop with a renowned xylophonist was inspiring.

شرکت در یک کارگاه با یک نوازنده زایلوفون مشهور الهام بخش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید