yapped

[ایالات متحده]/jæpt/
[بریتانیا]/jæpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته yap
adj. دارای لبه‌های گرد شده

عبارات و ترکیب‌ها

yapped away

نجوا کرد

yapped on

ادامه داد

yapped at

به سمت ... پارس کرد

yapped loudly

بلند پارس کرد

yapped incessantly

به طور مداوم پارس کرد

yapped nonstop

بدون توقف پارس کرد

yapped endlessly

بی پایان پارس کرد

yapped about

در مورد ... پارس کرد

yapped away happily

با خوشحالی نجوا کرد

yapped like

مثل ... پارس کرد

جملات نمونه

the dog yapped at the mailman.

سگ به پیک حرفه‌‌ای پارس کرد.

she yapped excitedly about her weekend plans.

او با هیجان در مورد برنامه‌های آخر هفته‌اش پارس کرد.

the children yapped away at the playground.

کودکان در زمین بازی پارس کردند.

he yapped incessantly during the meeting.

او به طور مداوم در طول جلسه پارس کرد.

the small dog yapped at the larger dog.

سگ کوچک به سگ بزرگتر پارس کرد.

she yapped on the phone for hours.

او ساعت‌ها با تلفن پارس کرد.

the children yapped about their favorite toys.

کودکان در مورد اسباب‌بازی‌های مورد علاقه خود پارس کردند.

he yapped about his new job.

او در مورد شغل جدیدش پارس کرد.

the puppy yapped every time someone walked by.

هر بار که کسی از کنارش رد می‌شد، توله پارس می‌کرد.

she yapped nervously before her presentation.

او قبل از ارائه خود به طرز عصبی پارس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید