yeasty

[ایالات متحده]/ˈjiːsti/
[بریتانیا]/ˈjiːsti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مخمر; کف آلود یا حبابی; مشخصه تخمیر; سطحی یا فاقد عمق

عبارات و ترکیب‌ها

yeasty aroma

بوی مخمری

yeasty flavor

طعم مخمری

yeasty dough

خمیر مخمری

yeasty beer

بیره مخمری

yeasty texture

بافت مخمری

yeasty smell

بوی مخمری

yeasty bread

نان مخمری

yeasty culture

کشت مخمری

yeasty notes

یادآورهای مخمری

yeasty fermentation

تخمیر مخمری

جملات نمونه

the bread has a yeasty aroma that fills the kitchen.

بوی خمیرمایه نان، آشپزخانه را پر می‌کند.

he enjoys the yeasty flavor of fresh-baked goods.

او از طعم خمیرمایه‌دار محصولات پخته شده تازه لذت می‌برد.

she added a yeasty mixture to the dough for better rising.

او برای پف کردن بهتر، مخلوط خمیرمایه‌دار به خمیر اضافه کرد.

the yeasty texture of the cake made it very light.

بافت خمیرمایه‌دار کیک باعث شد بسیار سبک باشد.

yeasty beers often have a complex flavor profile.

بارهای خمیرمایه اغلب دارای پروفایل طعم پیچیده‌ای هستند.

the yeasty notes in the wine added depth to its taste.

یادداشت‌های خمیرمایه‌دار در شراب، عمق بیشتری به طعم آن بخشید.

she prefers yeasty pancakes for breakfast.

او ترجیح می‌دهد برای صبحانه پنکیک خمیرمایه دار بخورد.

they noticed a yeasty smell coming from the fermentation process.

آنها متوجه شدند بوی خمیرمایه از فرآیند تخمیر می‌آید.

his yeasty humor always lightens the mood.

طنز خمیرمایه‌دار او همیشه حال و هوا را بهتر می‌کند.

the bakery's yeasty creations were a hit at the fair.

محصولات خمیرمایه‌دار نانوایی در نمایشگاه بسیار محبوب بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید