bready smell
بوی نان
bready aroma
عطر نان
bready taste
طعم نان
bready flavor
طعم نان
bready notes
یادآوریهای نان
bready crust
پوست نان
bready crumb
پوست داخلی نان
bready texture
ساختار نان
bready finish
پایان نان
bready character
ویژگیهای نان
the soup smelled bready, like a warm loaf just out of the oven.
مرق بوی نان داغ داشت، مانند یک نان گرم که هماکنون از اون درآمده بود.
the kitchen had a bready aroma after i baked the rolls.
آشپزخانه پس از پختن نانهای من بوی نان داشت.
the beer finished with a bready note that lingered on the palate.
این بیال در پایان با یک نت نانداری همراه بود که روی زبان ماند.
as the dough rose, the room took on a bready smell.
همانطور که تهنی میشد، اتاق بوی نان پیدا کرد.
the crust gave off a bready scent when i tore it open.
وقتی آن را باز کردم، پوسته بوی نانداری از آن پخش کرد.
the crackers tasted bready and mild, perfect with cheese.
کیکهای ناندار بوی نرم و خفیفی داشتند، که با پنیه کامل میشد.
i prefer a bready texture in pancakes, not a cakey one.
من بهتر میخواهم در پانکیکها بافت ناندار داشته باشد، نه یکی که مانند کیک باشد.
the bakery’s bready fragrance drifted onto the sidewalk.
بوی ناندار کیف نانپزی به خیابان پخش شد.
this ale has a bready flavor from the malt.
این ال در طعم نانداری از مالت دارد.
the sandwich bread turned bready and chewy after toasting.
نان ساندویچ پس از پانکردن به ناندار و چسبنده تبدیل شد.
the stew grew richer with a bready undertone from the dumplings.
کلوچهها باعث شدند که گوشتپوره با طعم نانداری غنیتر شود.
the starter produced a pleasantly bready smell overnight.
مخلوطکننده در طول شب بوی نانداری لذتبخش تولید کرد.
bready smell
بوی نان
bready aroma
عطر نان
bready taste
طعم نان
bready flavor
طعم نان
bready notes
یادآوریهای نان
bready crust
پوست نان
bready crumb
پوست داخلی نان
bready texture
ساختار نان
bready finish
پایان نان
bready character
ویژگیهای نان
the soup smelled bready, like a warm loaf just out of the oven.
مرق بوی نان داغ داشت، مانند یک نان گرم که هماکنون از اون درآمده بود.
the kitchen had a bready aroma after i baked the rolls.
آشپزخانه پس از پختن نانهای من بوی نان داشت.
the beer finished with a bready note that lingered on the palate.
این بیال در پایان با یک نت نانداری همراه بود که روی زبان ماند.
as the dough rose, the room took on a bready smell.
همانطور که تهنی میشد، اتاق بوی نان پیدا کرد.
the crust gave off a bready scent when i tore it open.
وقتی آن را باز کردم، پوسته بوی نانداری از آن پخش کرد.
the crackers tasted bready and mild, perfect with cheese.
کیکهای ناندار بوی نرم و خفیفی داشتند، که با پنیه کامل میشد.
i prefer a bready texture in pancakes, not a cakey one.
من بهتر میخواهم در پانکیکها بافت ناندار داشته باشد، نه یکی که مانند کیک باشد.
the bakery’s bready fragrance drifted onto the sidewalk.
بوی ناندار کیف نانپزی به خیابان پخش شد.
this ale has a bready flavor from the malt.
این ال در طعم نانداری از مالت دارد.
the sandwich bread turned bready and chewy after toasting.
نان ساندویچ پس از پانکردن به ناندار و چسبنده تبدیل شد.
the stew grew richer with a bready undertone from the dumplings.
کلوچهها باعث شدند که گوشتپوره با طعم نانداری غنیتر شود.
the starter produced a pleasantly bready smell overnight.
مخلوطکننده در طول شب بوی نانداری لذتبخش تولید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید