oh yeees indeed
بله، درست است
yeees i will
بله، من میکنم
yeees that works
بله، این کار میکند
definitely yeees
به طور قطع بله
yeees please
بله لطفاً
oh yeees please
اوه بله لطفاً
yeees with pleasure
بله، با خوشحالی
yeees absolutely
بله، به طور کامل
yeees that's right
بله، درست است
yeees right now
بله، الان
"yeees!" she shouted, jumping for joy.
«بله!» او با خوشحالی سر کشید.
yeees, i finally passed my driving test!
بله، در نهایت امتحان رانندگی را پاس کردم!
the crowd went wild, shouting, "yeees!"
جمعیت به شوق خودشان گریستند و «بله!» میگویدند.
"yeees, we won the championship," he whispered.
«بله، جام را برنده شدیم،» او فریاد زد.
yeees, that's exactly what i wanted.
بله، دقیقاً چیزی که میخواستم.
she nodded and said slowly, "yeees, i suppose so."
او با سر کشیدن گفت: «بله، فکر میکنم اینطور است.»
"yeees! i found my keys!"
«بله! کلیدهایم را پیدا کردم!»
yeees, i promise to be there on time.
بله، قول میدهم که به موقع آنجا باشم.
"yeees!" he hissed, clenching his fist in victory.
«بله!» او با فریاد زدن و دستش را به شکل پیروزی میکشید.
yeees, i agree with your point completely.
بله، کاملاً با نظر شما موافقم.
yeees, mom, i cleaned my room.
بله، مامان، اتاقم را تمیز کردم.
yeees! the project is finally approved.
بله! پروژه در نهایت تأیید شد.
"yeees," she drawled, looking at him suspiciously.
«بله،» او با نگاه مشکوک به او گفت.
oh yeees indeed
بله، درست است
yeees i will
بله، من میکنم
yeees that works
بله، این کار میکند
definitely yeees
به طور قطع بله
yeees please
بله لطفاً
oh yeees please
اوه بله لطفاً
yeees with pleasure
بله، با خوشحالی
yeees absolutely
بله، به طور کامل
yeees that's right
بله، درست است
yeees right now
بله، الان
"yeees!" she shouted, jumping for joy.
«بله!» او با خوشحالی سر کشید.
yeees, i finally passed my driving test!
بله، در نهایت امتحان رانندگی را پاس کردم!
the crowd went wild, shouting, "yeees!"
جمعیت به شوق خودشان گریستند و «بله!» میگویدند.
"yeees, we won the championship," he whispered.
«بله، جام را برنده شدیم،» او فریاد زد.
yeees, that's exactly what i wanted.
بله، دقیقاً چیزی که میخواستم.
she nodded and said slowly, "yeees, i suppose so."
او با سر کشیدن گفت: «بله، فکر میکنم اینطور است.»
"yeees! i found my keys!"
«بله! کلیدهایم را پیدا کردم!»
yeees, i promise to be there on time.
بله، قول میدهم که به موقع آنجا باشم.
"yeees!" he hissed, clenching his fist in victory.
«بله!» او با فریاد زدن و دستش را به شکل پیروزی میکشید.
yeees, i agree with your point completely.
بله، کاملاً با نظر شما موافقم.
yeees, mom, i cleaned my room.
بله، مامان، اتاقم را تمیز کردم.
yeees! the project is finally approved.
بله! پروژه در نهایت تأیید شد.
"yeees," she drawled, looking at him suspiciously.
«بله،» او با نگاه مشکوک به او گفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید