later on
بعداً
sooner or later
به زودی یا دیر
for later
برای بعد
later years
سالهای بعد
no later than
نباید دیرتر از
not later than
نباید دیرتر از
a moment later
لحظهای بعد
later on it will be easier.
بعداً انجام آن آسان تر خواهد بود.
this animal is congeneric with the later species.
این حیوان با گونه های بعدی هم خويش است.
the degeneracy of later Roman work.
فساد آثار رومی در دوران بعد
the fulsome details of the later legend.
جزئیات فراوان افسانه بعدی.
a day later normal service was resumed.
یک روز بعد، خدمات عادی از سر گرفته شد.
I'll do it later on.
من آن را بعداً انجام خواهم داد.
The later is afocal point of the paper.
بعدی نقطه کانونی مقاله است.
The movie which was shown later was better.
فیلمی که بعداً نمایش داده شد بهتر بود.
But some time later it began to rain.
اما مدتی بعد باران شروع شد.
artifacts of a later date.
آثار متعلق به دور بعد
Later Aphrodite herself brought ambrosia.
بعداً آفرودیت شخصاً آمبروسیای را آورد.
He was fired, but was later reinstated.
او اخراج شد، اما بعداً دوباره استخدام شد.
He was cross at first, but later he relented.
او ابتدا عصبانی بود، اما بعداً کوتاه آمد.
got away with cheating but was later caught.
با تقلب فرار کرد اما بعداً دستگیر شد.
later he eloped with one of the housemaids.
بعداً او با یکی از خدمتکاران فرار کرد.
removing the excrescences of later interpretation.
حذف زائدههای تفسیر بعدی
he immediately inserted a clause into later contracts.
او بلافاصله یک بند را در قراردادهای بعدی درج کرد.
a week later I met him in the street.
یک هفته بعد من او را در خیابان ملاقات کردم.
an article reprinted in extenso in a later collection.
مقاله ای که به طور کامل در مجموعه ای بعدی دوباره چاپ شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید