yieldingly

[ایالات متحده]/ˈjiːldɪŋli/
[بریتانیا]/ˈjiːldɪŋli/

ترجمه

adv. به صورت انعطاف‌پذیر یا تسلیم‌شده

عبارات و ترکیب‌ها

yieldingly compliant

تسلیم و مطیع

yieldingly submissive

تسلیم و مطیع

yieldingly soft

نرم و انعطاف پذیر

yieldingly gentle

مهربان و ملایم

yieldingly open

پذیرای و باز

yieldingly kind

مهربان و دلسوز

yieldingly flexible

انعطاف پذیر

yieldingly patient

صبور

yieldingly responsive

واکنش گرا

yieldingly accepting

پذیرنده

جملات نمونه

she spoke yieldingly, allowing others to express their opinions.

او با تسلیم صحبت کرد و به دیگران اجازه داد تا نظرات خود را بیان کنند.

the team yieldingly accepted the changes proposed by the manager.

تیم با تسلیم تغییرات پیشنهادی مدیر را پذیرفت.

he yieldingly agreed to the compromise for the sake of harmony.

او با تسلیم با مصالحه برای حفظ هماهنگی موافقت کرد.

she yieldingly stepped aside to let the crowd pass.

او با تسلیم کنار رفت تا اجازه دهد جمعیت عبور کنند.

the child yieldingly apologized for his mistake.

کودک با تسلیم برای اشتباهش عذرخواهی کرد.

they yieldingly followed the new guidelines set by the organization.

آنها با تسلیم دستورالعمل های جدید سازمان را دنبال کردند.

he yieldingly listened to her concerns without interrupting.

او با تسلیم به نگرانی های او گوش داد بدون اینکه صحبتش را قطع کند.

she yieldingly accepted her friend's decision, valuing their relationship.

او با تسلیم تصمیم دوست خود را پذیرفت و به رابطه خود اهمیت داد.

the dog yieldingly obeyed its owner's commands.

سگ با تسلیم به دستورات صاحب خود اطاعت کرد.

in negotiations, he yieldingly adjusted his stance to reach an agreement.

در مذاکرات، او با تسلیم موضع خود را برای رسیدن به توافق تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید